ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٥٨ - فصل(١٧) خواندن آن حضرت سوره برائت را بر مشركين
داد كه بمكه برود و با خواندن آن بر آنها پيمان با مشركين را (كه با پيغمبر ٦ بسته بودند) بشكند (ابو بكر سوره را گرفت و بسوى مكه براه افتاد) همين كه قدرى راه رفت، جبرئيل بر پيغمبر ٦ نازل شد و عرضكرد: خداوند بر تو درود فرستد و فرمايد: (اين گونه ابلاغها را) كسى نرساند جز شخص تو يا مردى كه از تو باشد، پس رسول خدا ٦ على ٧ را خواست و باو فرمود: بر شتر من (كه نامش) عضباء (است) سوار شو و بابى بكر برس، و سوره برائت را از دستش بگير و بمكه ببر، و بوسيله آن پيمان مشركين را بشكن، و ابو بكر را نيز بميل خود واگذار كه خواهد با تو بمكه آيد يا بسوى من باز گردد، امير المؤمنين ٧ بر شتر عضباى رسول خدا ٦ سوار شد و بدنبال ابو بكر براه افتاد تا باو رسيد، همين كه ابو بكر على ٧ را ديد پريشان شد و باستقبال آن حضرت شتافته عرضكرد: اى ابو الحسن براى چه كار آمدهاى؟ آيا آمدهاى كه بهمراه من بمكه بيائى يا براى كار ديگرى آمدهاى؟ امير المؤمنين ٧ فرمود: همانا رسول خدا ٦ بمن دستور فرمود: كه بتو برسم و آيههاى سوره برائت را از تو بگيرم و خود بسوى مشركين مكه بروم و بوسيله آن پيمان آنها را بشكنم، و بمن دستور فرموده: كه تو را نيز بحال خود بگذارم كه همراه من آئى يا بسوى پيغمبر ٦ باز گردى، ابو بكر گفت: من بسوى پيغمبر باز ميگردم و خدمت رسول خدا ٦ آمد و چون بر آن حضرت وارد شد عرض كرد: اى رسول خدا! شما مرا براى كارى انتخاب فرمودى كه همگان در اين انتخاب بر من رشگ ميبردند، و چنين افتخارى نصيب من كردى، و چون بدنبال آن كار رفتم (نيمه راه) مرا باز خواندى، مگر من چه كرده بودم (كه اين چنين كردى) آيا در باره نكوهش من خداوند آيه فرو فرستاد؟ پيغمبر ٦ بدو فرمود: نه (آيه در نكوهش تو نيامد) ولى جبرئيل امين از جانب خداى عز و جل نزد من آمد و گفت: اين آيات را نرساند كسى جز خودت يا آنكه از تو باشد و على از من است، و از جانب من جز على كسى نتواند (چنين دستوراتى را) ابلاغ كند و برساند،