ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٩٣ - فصل(٢٥) جنگ احزاب و كشته شدن عمرو بن عبد ود به دست آن حضرت
كشت سرش را بريده و آن را برداشته بياورد پيش روى پيغمبر ٦ بزمين انداخت، پس ابو بكر و عمر برخاستند و سر مبارك على ٧ را بوسه زدند.
٦- على بن حكيم اودى گويد: از ابى بكر بن عياش شنيدم كه ميگفت: براستى على ضربتى زد كه در اسلام ضربتى از آن بزرگتر و بهتر نبود و آن ضربت بعمرو بن عبد ودّ بود، ضربتى نيز بدان حضرت زدند كه براستى ضربتى نامباركتر و شومتر از آن نبود، و آن ضربت ابن ملجم لعنه اللَّه بود.
و در باره همين جنگ احزاب خداى تعالى اين آيات را فرو فرستاد: آنگاه كه بيامدند شما را از فراز شما و از پائين شما، و آنگاه كه ديدهها (از ترس) خيره ماند، و دلها بگلوگاه رسيد، و گمان ميبردند بخدا گمانهائى، آنجا مؤمنان آزمايش شدند و لرزيدند لرزشى سخت، و آن هنگامى كه مردمان دو رو و منافق و آنان كه در دلهاشان بيمارى است ميگفتند: كه خدا و پيغمبرش بما وعده نداد جز فريب» تا آنجا كه فرمايد: «و كفايت كرد خداوند مؤمنان را از جنگ و خدا است نيرومند عزيز» (سوره احزاب آيههاى (١٠) و (١١) و (١٢) تا آيه ٢٥) و اين سرزنش و ملامت و درشتى و خطاب خداوند متوجه ايشان گشت، و باتفاق تاريخ نويسان و مسلمانان هيچ كس از اين سرزنش و ملامت رهائى نيافت جز أمير المؤمنين ٧، زيرا كه فتح آن جنگ بدست او شد، و كشتن عمرو بن عبد ودّ و نوفل بن عبد اللَّه كه بدست او بود سبب گريختن مشركين شد، و رسول خدا ٦ پس از اينكه اينان بدست على ٧ كشته شدند فرمود: ما بجنگ ايشان خواهيم رفت ولى آنها ديگر بجنگ ما نخواهند آمد.
٧- يوسف بن كليب (بسندش) از عبد اللَّه بن مسعود (كه يكى از قاريان قرآن است) حديث كرده