ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٣٥٢ - فصل(٨١) قسم دادن آن حضرت مردم را در باره غدير خم
[فصل (٨٠) قسم دادن آن حضرت مردى را كه دروغ گفت]
و از جمله معجزات آن حضرت ٧ روايتى است كه عبد القاهر بن عبد الملك (بسندش) از جميع بن عمير روايت كرده كه على ٧ مردى را كه نامش عيزار بود بجرم جاسوسى براى معاويه و رساندن اخبار آن حضرت را بمعاويه باز خواست فرمود، آن مرد منكر اين كار شد، امير المؤمنين ٧ باو فرمود: آيا بخدا سوگند ميخورى كه تو اين كار را نكردهاى؟ گفت: آرى و مبادرت جست و سوگند ياد كرد، أمير المؤمنين ٧ باو فرمود: اگر تو دروغگو هستى خداوند چشمت را كور كند، پس آن هفته بسر نرفت كه كور شد و هر گاه بيرون مىآيد دست او را ميگرفتند و خداوند بينائى او را گرفت.
[فصل (٨١) قسم دادن آن حضرت مردم را در باره غدير خم]
و از آن جمله است آنچه اسماعيل بن عمير (بسندش) از طلحة بن عميره روايت كرده كه گفت:
على ٧ مردم را در باره گفتار رسول خدا ٦ كه فرمود: «هر كه من مولاى او هستم على فرمانروا و مولاى او است» سوگند داد (كه هر كه آن را شنيده گواهى دهد) پس دوازده نفر از انصار گواهى دادند، و انس بن مالك كه در ميان مردم بود گواهى نداد، أمير المؤمنين ٧ فرمود: اى انس! گفت: بله، فرمود: چه چيز جلوگيرى كرد تو را و مانع از اين شد كه گواهى دهى با اينكه تو هم شنيدى آنچه اينان شنيدند؟ گفت: اى امير مؤمنان سالمند و پير شدهام و فراموش كردهام! أمير المؤمنين ٧ گفت: بار خدايا اگر اين مرد دروغ ميگويد او را بيك سفيدى- يا فرمود: بيك پيسى- (در