ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٣٤٨ - فصل(٧٧) سخن گفتن با ماهيان شط فرات
ميان شهرها پيچيد، و زبانزد مردم گشت، و در همين باره سيد حميرى رحمه اللَّه ميگويد:
١- هنگامى كه نماز از او قضا شد خورشيد كه نزديك بود غروب كند براى او برگشت.
٢- تا اينكه در جاى وقت نماز عصر آمد و نورش ميدرخشيد، و پس از نماز مانند ستاره كه در افتد، فرو رفت.
٣- و يك بار ديگر نيز در بابل خورشيد برايش برگشت، و براى هيچ كس از آنان كه براى درستى گفتار خود دليل و برهان آوردند (يعنى آنان كه معجزه دارند) خورشيد برنگشت.
٤- جز براى يوشع و پس از او براى على، و اين برگشتن خورشيد از امر شگفت انگيزى پرده بردارد.
[فصل (٧٧) سخن گفتن با ماهيان شط فرات]
و از جمله معجزات آن حضرت معجزهاى است كه ناقلين آثار آن را روايت كرده و در ميان مردم كوفه مشهور گشته چون اين خبر در تمام آن پراكنده شد و بشهرهاى ديگر نيز رسيد، از اين رو دانشمندان آن را يادداشت كردهاند و آن داستان سخن گفتن ماهيان شط فرات در كوفه با آن حضرت ٧ بود. و جريان چنانچه روايت كردهاند اين بود كه آب فرات طغيان كرد و باندازه زياد شد كه مردم كوفه از غرق شدن ترسيدند و بأمير المؤمنين ٧ پناهنده شدند، پس آن حضرت بر أستر رسول خدا ٦ سوار شد و از خانه بيرون آمد مردم نيز بدنبال او آمده تا بكنار شط فرات رسيدند، در آنجا از استر بزير آمد