ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٢٩ - فصل(١) شمهاى از اخبار وارده در فضيلت آن حضرت
على بن ابى طالب دانشمندترين أمت من است، و در آنچه پس از من اختلاف كنند داناتر از همه آنها در داورى كردن است.
٢- و خبر داد مرا محمد بن عمر جعابى (بسندش) از أبى سعيد خدرى كه گفت: شنيدم از رسول خدا ٦ كه ميفرمود: من شهر علم و دانشم، و على در آن شهر است، پس هر كه علم (و دانش) خواهد بايد آن را از على فرا گيرد.
٣- و نيز (بسند ديگر) براى من روايت كرد از عبد اللَّه بن مسعود كه گفت: رسول خدا ٦ على ٧ را فرا خواند، و با او خلوت كرد، همين كه از نزد آن حضرت بيرون آمد، از او پرسيديم:
(چه بتو آموخت؟ و) چه عهدى با تو كرد؟ فرمود: هزار در از دانش بمن آموخت، كه از هر درى از آن هزار در بر من گشوده شد.
٤- و خبر داد مرا محمد بن مظفر بزاز (بسند خود) از اصبغ بن نباته كه گفت: هنگامى كه مردمان با على ٧ در باره خلافت بيعت كردند، آن حضرت در حالى كه عمامه رسول خدا ٦ را بسر بسته بود، و جامه او را بر تن داشت بمسجد آمد و بر منبر بالا رفت، پس خداى را ستايش و ثنا كرد، و مردمان را پند و اندرز داد، سپس بمنبر تكيه زد و جايگير كه شد انگشتان دو دست خود را