ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٢٣٤ - فصل(١٢) بيان فضايل خويش و برترى او بر ديگران
زشت و نافرمانيها بتوبه دست زنيد) كسى كه (در ميان مردم نادان) يكجانبه حق را آشكار كند هلاك شود (يعنى مردم زير بار حق محض نميروند مانند خود آن حضرت و هميشه خواهان كسى هستند كه حق و باطل را بهم ممزوج كند چون خلفاى گذشته) در زمان گذشته (و در زمان آن سه خليفه) كارهاى چندى شد كه شما نزد من در آنها معذور نيستيد (يعنى آنان از شما باز خواست در آن كارها نميكردند بلكه خود آنها را انجام دادند ولى من اگر بخواهم آنها را بازگردانم چون بر خلاف دستور خدا بوده) آگاه باشيد همانا اگر من بخواهم بگويم ميگويم (ولى) خدا از گذشتهها درگذرد، آن دو مرد (يعنى ابو بكر و عمر) پيشى گرفته و گذشتند، و سومى (يعنى عثمان) بپا خاست مانند كلاغ كه اندوهش شكمش بود، واى بر او اگر هر دو بالش كنده مىشد و سرش جدا مىشد براى او بهتر بود، بنگريد اگر نادرست پنداريد، (سخنان مرا) آن را انكار كنيد، و اگر (بدرستى) ميشناسيد پس دست از (لجاج) برداريد، حق و باطلى (در كار) است، و براى هر يك (از آن دو) أهل (و خاندانى) است، پس اگر باطل بسيار باشد (شگفت نيست، زيرا) از قديم هم بسيار بوده كه مرتكب مىشدند، و اگر حق كم باشد اميد است بسيار گردد (يعنى در زمان ظهور دولت حقه) و كم است كه چيزى برود و دوباره رو آورد (يعنى حق كه ضعيف شد مشكل است قوت يابد) و اگر جانهاى شما بسوى شما بازگردد هر آينه شما سعادتمند خواهيد شد، و من ميترسم كه شما (مانند مردم جاهليت) در زمان فترت باشيد (كه از آئين پيغمبر ٦ دور شدند و پيروى از انديشههاى نادرست خود نمودند) و بر من نيست جز كوشش كردن (در اصلاح امور و اندرز دادن).
آگاه باشيد كه نيكان عترت (و فرزندان) من، و پاكان خاندان من بردبارترين مردمان هستند در كودكى، و داناترين ايشانند در بزرگى، آگاه باشيد ما خاندانى هستيم كه از دانش خدا است دانش ما، و حكم كردن ما بحكم خدا است، و بگفتار راستگوئى (مانند رسول خدا ٦) است دستاويز ما، (ممكن است «علمنا» و «حكمنا» و «اخذنا» بصورت فعل ماضى خوانده شود يعنى بدانش خداوند دانشمند شديم ...
تا بآخر) پس اگر پيروى از آثار ما كنيد (و متابعت از گفتار و كردار ما نمائيد) به بينائيهاى ما هدايت (و راهنمائى) شويد، و اگر (پيروى) نكنيد خداوند شما را بدست ما نابود خواهد كرد (زيرا حجت را خدا