ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٢٣١ - فصل(١٠) اوصاف شيعيان پاك و مخلص
نماز صبح را با ما خواند و چون سلام نماز را داد رو بقبله كرد و بدون اينكه براست و چپ توجه كند ذكر خدا را ميفرمود تا آنگاه كه خورشيد باندازه يك نيزه از ديوار اين مسجد شما يعنى مسجد كوفه بالا آمد، آنگاه رو بما كرده فرمود: براستى مردمانى را در زمان خليل (و دوست مهربان) خود رسول خدا ٦ ديدم كه در اين شب ميان پيشانيها و زانوهايشان نوبت گذارده بودند (و هر كدام از عبادت خسته ميشد آن ديگر را بر زمين مينهادند، و در نهج البلاغه «بين جباههم و خدودهم» است يعنى ميان پيشانيها و گونههاشان، و آن ظاهرتر است) و چون بامداد ميكردند ژوليده مو و گردآلود بودند، ميان دو چشمانشان (در پيشانى) مانند زانوهاى بز (پينه بسته بود) و چون ياد مرگ ميكردند ميلرزيدند چنانچه درخت بهنگام وزيدن باد ميلرزد، سپس اشك از ديدگانشان ميريخت بطورى كه جامههاشان تر ميشد، (اين سخنان را فرمود) سپس برخاست و با خود ميگفت: گويا اين مردم در حال بىخبرى شب را بروز آوردهاند.
[فصل (١٠) اوصاف شيعيان پاك و مخلص]
و از سخنان آن حضرت ٧ است كه در بيان حال شيعيان پاك و مخلص خود فرمايد: و آن حديثى است كه راويان آثار حديث كردهاند كه آن حضرت ٧ در شبى مهتاب از مسجد بيرون آمد و بعزم صحرا حركت كرد، پس گروهى بدنبال آن حضرت برفتند، حضرت ايستاده بآنان فرمود: شما كيستيد؟ گفتند:
اى امير مؤمنان ما شيعيان تو هستيم، حضرت بدقت بچهرههاى ايشان نگريست آنگاه فرمود: چگونه است كه سيما (يعنى چهره يا نشانه) شيعه در شما نمىبينم؟ گفتند اى امير مؤمنان سيماى شيعه چيست؟ فرمود:
زرد چهرهگان از بيدارى، و خراب چشمان از گريه، و خميده پشتان از ايستادن، و تهى دلان از روزه،