ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١٧٢ - فصل(٥٢) حديث ثقلين و جريان بيمارى رسول خدا ص
باشد، سوگند بدان كه مرا بحقيقت به پيامبرى فرستاده رهائى ندهد كسى را جز كردار يا رحمت پروردگار، و اگر من (كه پيامبر خدا و حبيب اويم) نافرمانيش مىكردم هر آينه بدوزخ مىافتادم، (سپس فرمود:) بار خدايا آيا رساندم (و آنچه بايد بگويم تبليغ كردم)؟ (اين را فرمود) و از منبر بزير آمده نمازى خفيف با مردم خوانده بخانه آمد و آن هنگام در خانه ام سلمة رضى اللَّه عنها بود، پس يك روز يا دو روز در خانه ام سلمة بود، آنگاه عايشه پيش ام سلمة آمد و از او درخواست كرد كه آن حضرت را بخانه خود ببرد و خود پرستارى آن حضرت را بعهده گيرد، و ديگر زنان پيغمبر ٦ نيز همين درخواست را از ام سلمة كردند كه (اجازه دهد آن حضرت را بخانه عايشه ببرند) ام سلمة اجازه داد و حضرت را بخانه عايشه بردند، و بيمارى آن حضرت ادامه پيدا كرده سنگين شد، پس بلال (اذانگوى آن بزرگوار) هنگام نماز صبح آمده در حالى كه بيمارى حضرت را در خود فرو برده بود گفت: خدايتان رحمت كند (هنگام) نماز است، آواز بلال را بگوش آن حضرت رساندند، فرمود: امروز ديگرى با مردم نماز بخواند زيرا كه من بخويشتن سرگرم هستم (و بيمارى تاب رفتن مسجد را از من برده است) عايشه گفت: به ابو بكر بگوئيد (بمسجد رود) حفصة گفت: بعمر بگوئيد (و هر كدام پدر خود را براى خواندن نماز تعيين كردند) رسول خدا ٦ كه سخن آن دو را شنيد و حرص هر يك را براى بلند كردن پدر خود و دلبستگى آن دو را باين كار ديد با اينكه هنوز آن حضرت ٦ زنده است فرمود: (از اين سخنان) خوددارى كنيد زيرا كه شما همانند زنانى هستيد كه با يوسف ٧ همدم بودند (شايد مقصود آن بزرگوار ٦ اين بود كه چنانچه زنان مصرى يعنى زليخا و ديگران هر كدام بتنهائى ميخواست يوسف را ديدار كند و از آن پيامبر پاكدامن بهره گيرد شما نيز هر كدام ميخواهيد در اين جريان براى خود بتنهائى بهره بردارى كنيد، و يكى دو وجه نيز شيخ طريحى (ره) در مجمع البحرين در معناى فرمايش حضرت ٦ فرمود كه اگر خواستيد مراجعه نمائيد).
سپس با شتاب برخاست و ترسيد مبادا يكى از آن دو مرد (يعنى ابو بكر و عمر) پيشى در نماز بر مردم