ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١٦٧ - فصل(٥٠) جريان حجة الوداع و آمدن على ع از يمن به مكه معظمه و داستان غدير خم
٣- خداى تو فرمانرواى ما است و تو صاحب اختيار مائى، و امروز در ميان ما نافرمان و مخالفى نخواهى يافت.
٤- پس فرمود: اى على برخيز كه من تو را براى امامت و راهنمائى بعد از خودم برگزيدم.
٥- پس هر كه من فرمانرواى اويم اين على فرمانروا و صاحب اختيار اوست، و شما براى او ياران با وفا و دوستار او باشيد.
٦- و در اينجا دعا كرد كه: خدايا دوست دار دوستان او را و با آن كس كه با على دشمنى كند دشمن باش.
پس رسول خدا ٦ باو فرمود: اى حسان تا ما را بزبان يارى ميكنى هميشه مؤيد بروح القدس باشى، و اينكه حضرت ٦ دعاى مشروط باو فرمود (باينكه تا آنگاه كه ما را بزبان يارى كنى) براى آن بود كه ميدانست در پايان كارش مخالفت با على ٧ خواهد كرد (چنانچه مورّخين نوشتهاند كه پس از هلاكت عثمان از بيعت با على ٧ سرباز زد) و اگر آن حضرت ميدانست كه در آينده هم زندگى خود را بدرستى و سلامت در عقيده و مرام سپرى ميكند دعا را مشروط نمىفرمود (باينكه تا آنگاه كه ما را بزبان يارى كنى) و بطور اطلاق دعا مىفرمود، و نظير اين آن شرطى است كه خداوند در ستايش از همسران پيغمبر فرمود، و بدون شرط بطور اطلاق آنان را نستوده، زيرا ميدانسته است كه برخى از آنان در آينده تغيير حالت داده و دگرگون مىشود و از شايستگى ستايش و ارجمندى (كه اكنون دارد) و بدان سبب سزاوار آن بود بيرون رود و اين گونه فرمود: «اى زنان پيمبر شما مانند ديگر زنان نيستيد اگر بترسيد از خدا» (سوره احزاب آيه ٣٢) و آنان را در اين باره چون خاندان پيغمبر ٦ مورد ستايش قرار نداده آنگاه كه آن خاندان ارجمند خوراك روزانه خود را به يتيم و مسكين و اسير بخشش نمودند، و خداى سبحان در باره على و فاطمه و