ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١٦٥ - فصل(٥٠) جريان حجة الوداع و آمدن على ع از يمن به مكه معظمه و داستان غدير خم
يعنى در باره جانشينى على ٧ و تصريح بامامت او «و اگر نكنى پس نرسانده باشى پيام او را و خدا تو را از مردم نگه مىدارد» (سوره مائده آيه ٦٧) پس خداى تعالى در اين دستور واجب (يعنى منصوب كردن على ٧ بجانشينى) تأكيد فرمود، و از تأخير انداختن آن او را ترساند، و نگهداشتن از مردم و خود دارى آنان را از اين دستور ضمانت كرده و بعهده گرفت، پس رسول خدا ٦ در آنجا كه گفتيم بخاطر انجام دستورى كه بيان شد فرود آمد، و مسلمانان گرد او فرود آمدند، و آن روز روزى بسيار گرم و طاقت فرسا بود، پس رسول خدا ٦ دستور داد زير درختهائى را كه در آنجا بود پاك كنند و دستور داد جهاز شتران را فراهم كرده رويهم بچينند، پس بمنادى خويش فرمان داد كه در ميان مردم فرياد زند و آنان را گرد آورد، پس همگى گرد آمدند و بيشتر آن مردم از شدت حرارت و گرمى هوا عباهاى خود را بساق پاهاى خود پيچيده بودند، همين كه همگى گرد آمدند حضرت بر آن جهازهاى شتر بالا رفت تا ببلندترين آنها رسيد، و أمير المؤمنين ٧ را نيز پيش خوانده او نيز بر آنها بالا رفت تا در طرف راست آن حضرت ايستاد، سپس خطبهاى براى مردم خواند و سپاس خداى را بجا آورده و ثنايش گفت و مردم را تا بآنجا كه در خور استعداد و فهم آنان و ميسور آن حضرت بود موعظه فرمود و خبر ناگوار مرگ خويش را بآنان داده فرمود: من بسوى خدا خوانده شدهام و نزديك است كه بپذيرم و دعوت حق را اجابت كنم، و نزديك شده كه از ميان شما بروم و من در ميان شما بجاى نهم چيزى را كه اگر بدان چنگ زنيد هرگز گمراه نشويد: كتاب خدا (قرآن) و عترت من اهل بيتم، همانا اين دو هرگز از يك ديگر جدا نشوند تا نزد حوض (كوثر) بر من درآيند، پس ببلندترين آوازش فرمود: آيا من سزاوارتر از شما بخودتان نيستم؟ عرضكردند: خدا گواهست چرا (تو از ما بخودمان سزاوارترى) پس پشت سر آن سخن- بدون فاصله- در حالى كه شانههاى أمير المؤمنين