ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١٥٩ - فصل(٥٠) جريان حجة الوداع و آمدن على ع از يمن به مكه معظمه و داستان غدير خم
در اين سفر فضيلتهاى بزرگى بود، از آن جمله اينكه رسول خدا ٦ او را بيمن فرستاد تا خمس گنجينهها و معادن را از آنها بگيرد، و آنچه نصاراى نجران از حلهها و پول گردن نهاده بودند كه بدهند آنها را نيز از ايشان بگيرد، پس آن حضرت بدنبال آنچه رسول خدا ٦ او را فرستاده بود برفت و اوامر آن حضرت را بنحو احسن انجام داد، و در فرمانبردارى از فرمان او بشتافت، و رسول خدا ٦ جز باو بكس ديگرى براى اين كار اعتماد نكرد، و در ميان مردمان ديگرى را شايسته اين كار نديد، پس او را بجاى خود نهاد، و مقام نيابت را باو واگذار كرد در حالى كه اطمينان بكار او داشت، و بانجام مشكلى كه بعهدهاش نهاده آسوده خاطر بود.
سپس رسول خدا ٦ اراده بجاى آوردن حج و انجام آنچه خداى تعالى بر او فرض كرده بود فرمود، و براى حج در ميان مردم اعلام فرمود، و همگى را بحج دعوت كرد، و اين دعوت بدور دست ترين بلاد رسيد، پس مردم آماده رفتن بحج شدند و از اطراف و حوالى و نزديكيهاى مدينه مردم زيادى بمدينه آمدند و خود را آماده و مهياى رفتن بحج در ركاب آن بزرگوار كردند، و آن حضرت ٦ در بيست و پنجم ذى قعده از مدينه بسوى مكه بيرون آمد، و نامه بأمير المؤمنين ٧ نوشت كه از يمن براى انجام حج بمكه آيد، و براى او نوع حج خود را (كه آيا حج تمتع يا قران است) ننوشت، و خود بقصد حج قران (حج قران يكى از اقسام سهگانه حج است و شرح آن با پاره توضيحات مربوطه در آخر حديث پيش از داستان غدير خم بيايد) شترانى را براى قربانى برداشته بسوى مكه حركت فرمود، و در ذى الحليفة (كه اكنون بمسجد شجره معروف است) احرام بست، و مردم نيز با آن حضرت احرام بستند و از بيداء (كه در يك ميلى مسجد شجرة است) تلبيه (و لبيك) گفت و تا كراع الغميم (كه نام جايى است در سى ميلى مكه) تلبيه گفت و اين فاصله ما بين دو حرم (يعنى مكه و مدينه را) از بيداء تا كراع الغميم تلبيه ميگفت، و مردمى كه