ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١٣٧ - فصل(٤٠) نتيجه فصلهاى پيشين
بود، و از رفيقش نيز آن كردار ناهنجار سر زد كه فرمان بكشتن اسيران داد، در صورتى كه پيغمبر ٦ از كشتن ايشان نهى فرموده بود، و با اين كار مرتكب بزرگترين خلاف كارى يعنى مخالفت با دستور خدا و رسول او شد تا بدان جا كه پيغمبر ٦ را بخشم آورد و بافسوس واداشت، و كردار او را زشت و بزرگ شمرد.
و ديگر (از فضائل آن حضرت در اين جنگ) جريان اصلاح كار انصار بود كه بكمك او با رسول خدا ٦ انجام شد، و با گرد آوردن آنان و آن سخنى كه پيغمبر ٦ بآنها فرمود دين اسلام نيرو گرفت، و آن فتنه و آشوبى كه بواسطه تقسيم غنائم مسلمانان را تهديد ميكرد برطرف شد، و پيغمبر ٦ در اين فضيلت على ٧ را شريك كرد و تنها او را در انجمن آنان بهمراه خود برد. و نيز در جريان دلجوئى از عباس بن مرداس على ٧ چنان كرد كه سبب استقرار ايمان در دل او گرديد، و شبهه و شكى كه از اين راه براى او پيدا شده بود زائل شد و چنان كرد كه بدان چه پيغمبر ٦ باو داده بود خوشنود گشت و دستور او را پيروى كرد. سپس در جريان خردهگيرى آن مرد (خارجى) كه برسول خدا ٦ در باره تقسيم غنائم ايراد گرفت حكم بر او را نشانه حقانيت أمير المؤمنين ٧ در كردارش قرار داد، و آگاهى داد كه جنگهاى او در زمانهاى بعد براه صواب بوده، و پيرويش واجب است، و از نافرمانى و سرپيچى از دستوراتش مردمان را بر حذر داشت، و اين مطلب را بمردم گوشزد كرد كه حقيقت نزد آن حضرت و در وجود شريف او جايگير است، و گواهى داد كه بهترين مردمان پس از خودش على ٧ مىباشد، و آنچه پيغمبر ٦ در باره او گواهى داده و گوشزد فرموده با آن رفتارى كه غاصبين خلافت در باره آن حضرت معمول داشتند كمال مباينت و جدائى را دارد، و هيچ قابل سازش با كردار آنها نيست، و آنان را از مرتبه فضيلت بسوى نقص و پستى ميبرد كه موجب هلاكت يا نزديك بهلاكت گردد تا چه رسد باينكه كردار آنان در اين جنگ بكردار