ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١٣٦ - فصل(٤٠) نتيجه فصلهاى پيشين
نما و در باره آن فكر كن، خواهى ديد كه هر فضيلتى بوده بهره آن حضرت شد بدانسان كه هيچ يك از امت با او شريك نگشت.
زيرا آن حضرت بود كه با رسول خدا ٦ پا بر جا ماند آنگاه كه همه مردم پا بفرار نهادند جز آن چند نفرى كه ماندنشان بواسطه ماندن على ٧ بود، و (اگر على ٧ نمىماند آنان نيز نمانده بودند) بدليل اينكه ما پس از بررسى در حالات آن حضرت و آن چند تن مىبينيم كه او در شجاعت و سختى و بردبارى و دليرى جلوتر از عباس و پسرش فضل و أبو سفيان بن حارث و آن چند تن ديگر بود زيرا داستانهاى شجاعت و شهامت او در جنگهائى كه هيچ كدام يك از آنها نبودند آشكار و معروف است و رو برو شدن او با پهلوانان عرب و كشتن آنان مشهور است، ولى از آن چند تن چيزى شنيده نشده، و كشته كه نسبت كشتنش را بايشان داده باشند ديده نشده و از اينجا دانسته شود كه پابرجا ماندن آنان نيز بواسطه ثبات قدم آن بزرگوار بوده، و اگر او نبود مصيبت جبران ناپذيرى در دين پيش مىآمد، و روشن گردد كه بخاطر ماندن آن حضرت و بردبارى او با رسول خدا ٦ بود كه مسلمانان بجنگ بازگشتند و در برخورد با دشمن دلير شدند.
از اين گذشته كشتن آن حضرت ابا جرول را كه پيشرو مشركين بود سبب هزيمت دشمنان و وسيله پيروزى مسلمانان گشت. و هم چنين آن چهل نفرى كه آن حضرت بتنهائى كشت وسيله ديگرى براى شكست دشمن و بيچارگى و درماندگى آنان و پيروزى مسلمانان بود، و اما آن كس كه پس از رسول خدا ٦ خود را در مقام جانشينى و خلافت بر آن حضرت پيش انداخت آزمايشى كه در اين جنگ بداد اين بود كه مسلمانان را بزيادى لشكر چشم زد و همين سبب هزيمت آنان گشت يا بطور مسلم اين هم يكى از اسباب هزيمت ايشان