ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١٠ - فصل(٣) خبرهايى كه آن خضرت پيش از وقوع آن جريان جانگداز داد
سر خود نهاد- و همين كه ابن ملجم برگشت و از نزدش بيرون رفت حضرت باين دو شعر (كه أحيحه بن جلاح در نصيحت پسرش گفته) تمثل جست (و ترجمهاش چنين است):
١- كمرت را براى مرگ محكم ببند (و مهياى آن باش) زيرا مرگ بديدار تو خواهد آمد.
٢- و آنگاه كه بر تو وارد شد از مرگ جزع (و بيتابى) مكن ٢- و از آن جمله حسن بن محبوب (بسند خود) از اصبغ بن نباته حديث كند كه گفت: ابن ملجم (مرادى) در زمره ديگران كه (با آن حضرت) بيعت كردند، آمد و با على ٧ بيعت كرد، و رو گرداند (كه برود) أمير المؤمنين ٧ براى بار دوم او را خواند و بيعت محكمى از او گرفت و تأكيد فرمود كه بيعت را نشكند، و او چنان كرد، و رو گرداند (كه برگردد) أمير المؤمنين ٧ براى سومين بار او را خواست و بمحكمى از او بيعت گرفت و تأكيد كرد كه بيوفائى نكند و بيعت را نشكند، (اين بار) ابن ملجم گفت: اى امير مؤمنان بخدا سوگند نديدم با كسى اين گونه كه با من رفتار ميكنى رفتار كنى؟ أمير المؤمنين ٧ (بيكى از اشعار عمر و بن معديكرب تمثل جسته، كه ترجمهاش ذيلا از نظر شما ميگذرد و شرحش پس از آن بيايد و) فرمود:
١- من زندگى يا عطاى باو را ميخواهم ولى او اراده كشتن مرا دارد، عذر خود يا عذر پذير خود را نسبت بدوست مرادى خود بياور. اى ابن ملجم برو كه بخدا سوگند گمان ندارم بدان چه گفتى وفا كنى؟
(مترجم گويد: شعرى كه حضرت ٧ بدان تمثل جست از اشعار عمر و بن معديكرب است كه با شخصى بنام قيس بن مكشوح مرادى رفاقت داشت، و بواسطه پيش آمدى ميانه آن دو بهم خورد،