فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ١٦٩ - انهاء حكم قاضى به قاضى ديگر
انهاء حكم قاضى به قاضى ديگر[١]
٢٩٥- هرگاه قاضى بعد از انشاء حكم، به قاضى ديگر نامه بنويسد يا تلفن و مخابره كند يا توسط شهود به او برساند كه من درباره فلان مرافعه مباشرةً چنين حكم كردهام، اجراء و إنفاذ آن حكم بر قاضى دوم جائز نيست؛ مگر اينكه بداند، آنچه به او رسيده از قاضى اول است و بداند كه او قصد معنا هم كرده است، و با اين دو قيد انفاذ آن اشكال ندارد، بلكه بر او واجب است، زيرا در اينصورت تزوير و جعل محتمل نيست.
و به بيان واضحتر: جواز امضاء حكم حاكم اول توسط حاكم دوم مشروط به يك امر از امور زير مىباشد: الف: علم به صدور حكم از حاكم اول داشته باشد، ب: حاكم اول در مجلس حاكم دوم حاضر باشد و شفاهاً بگويد در فلان واقعه حكم كردهام، ج:
خبر متواتر در كار باشد؛ د: خبر- و لو خبر واحد- محفوف به قرائن- پر از نشانههاى موجب قطع- در كار باشد؛ ه- إقرار طرفين دعوى- به گونهاى كه يقين به صدور حكم حاكم اول پيدا شود- در كار باشد؛ و: دو مرد عادل نزد حاكم دوم به صدور حكم حاكم اول گواهى دهند.
و با اطلاعى كه توسط يكى از امور مذكور به قاضى دوم مىرسد، انفاذ حكم حاكم
[١] - انهاء يعنى پيغام رسانيدن، خبر رسانيدن، اطّلاع دادن.