فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٣٣٧ - كيفيت استيفاء قصاص اعضاء
عدم تداخل است، اين در داخل شدن ديه عضو در ديه نفس بود اما در داخل شدن قصاص عضو در قصاص نفس چنانچه جرح و قتل به جنايت واحد باشد مثلًا با يك ضربه هم دست مجنّى عليه قطع شده و هم مرده در اين فرض قصاص طرف داخل در قصاص نفس مىباشد، يعنى تنها او را مىكشند و ديگر به اعضاء او كارى ندارند، پس اگر با يك ضربه كه بر فرق كسى وارد آورده هم چشمان او بيرون جسته و هم فرقش شكافته و مرده است قصاص چشم او داخل در قصاص نفس مىشود يعنى تنها او را مىكشند و ديگر به چشم او آسيبى وارد نمىكنند؛
امّا اگر جنايت با ضربات متعددى بوده، و جانى بين ضربات فاصله انداخته باشد مثلًا يك روز دستش را بريده و از تن جدا كرده و روز ديگر پايش را قطع نموده و روز سوّم جنايتى ديگر وارد آورده تا اينكه طرف مرده، در اين فرض قصاص دست و پا و سائر اعضاء او داخل در قصاص نفس نمىشود و ورثه مقتول مىتوانند همان معامله را با قاتل نموده يك روز دست او را و روز ديگر پايش را قطع كنند و در آخر هم او را بكشند؛
ولى اگر جنايت با ضربات متعدد و در يك جلسه وارد آمده باشد، مثلًا شمشير را برداشته و پى در پى بر بدن مجنّى عليه وارد آورده و او را قطعه قطعه نموده و كشته در اين صورت قصاص عضوهاى او داخل در قصاص نفس باشد مشكل است اقرب عدم تداخل است.
٢٠٦- اگر جماعتى و يا مثلًا دو نفر مشتركاً جنايتى بر عضو كسى وارد آورند- مثلًا دست او را قطع كنند- در همان عضو قصاص مىشوند يعنى اگر صاحب دست بريده بخواهد دست هر دو را قطع كند مىتواند، منتهى اول بايد ديه يك دست را به آن دو بدهد تا بين خود تقسيم كنند آنگاه دستشان را قطع كند و اگر بخواهد دست يكى را قطع كند، بايد ديگرى كه دستش قطع نشده يك چهارم ديه كامله را به آنكه دستش به قصاص قطع شده بپردازد، و بر همين قياس است صور ديگرى كه در اشتراك جرم متصوّر است.
٢٠٧- شركت در جنايت با اقدام دو نفر يا بيشتر در عملى واحد- كه موجب قطع عضو