فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٢٠٠ - اول - إقرار
٢١- إقرار كسى كه لال است به وسيله اشارهاى است كه مقصود او را برساند، و چنانچه براى فهميدن آن نياز به مترجم باشد، كافى است كه دو نفر شاهد عادل اشارات او را ترجمه كنند.
٢٢- اگر كسى بگويد من با فلان زن عفيفه زنا كردهام، زنائى كه موجب حدّ باشد از طرف او ثابت نمىشود؛ مگر آنكه همين إقرار را سه بار ديگر بگويد و مجموعاً چهار بار إقرار كند، و بنابر اوجه با يكبار حدّ قذف هم ثابت نمىشود؛ بلى اگر گفته باشد من با او زنا كردم و او هم مثل من زنا كار است كه در اين صورت واجب است حد قذف بخورد.
٢٣- اگر كسى عليه خود إقرار به جرمى كند كه موجب حدّ است ولى نوع جرم را معين نكند، حاكم وظيفه ندارد او را تكليف به دادن توضيح نمايد، بلكه او را تازيانه مىزند تا خود او بعنوان دفاع از خود بگويد بس است.
٢٤- اگر كسى به جرمى إقرار كند كه حدّش رجم- سنگسار- است و سپس آن را منكر شود، حدّ از او ساقط مىگردد، و بنابر احتياط قتل هم ملحق به رجم است، يعنى اگر به گناهى كه حدّش قتل است إقرار كند و سپس منكر آن شود حدّ از او ساقط مىگردد اما انكار پس از إقرار به ديگر گناهانى كه حدّشان سنگسار و قتل نيست، موجب سقوط حدّ از مُقِرّ نمىباشد.
٢٥- اگر پس از إقرار به گناهى كه حدّ بر آن جارى مىشود توبه از آن گناه كند امام عليه السلام حق دارد او را عفو كند، يا حدّ بر او جارى سازد چه حدّش سنگسار باشد يا غير آن، و بعيد نيست چنين اختيارى براى نواب آن حضرت نيز ثابت باشد.
٢٦- اگر زنى بدون شوهر حامله شود، به صرف حامله شدن حدّ بر او جارى نمىشود؛ مگر چهار مرتبه به دادن زنا إقرار كند، يا چهار شاهد عادل بر زنادادن او شهادت دهند، و هيچ كسى حق ندارد از او بپرسد و تفتيش كند كه چگونه حامله شدهاست.
٢٧- اگر مردى چهار بار إقرار كند كه با زن معيّنى زنا كرده است حدّ زنا تنها بر او