فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٤١٥ - ديه جنايت موجب ريزش ادرار
ديه صوت و گويايى:
٢٣١- اگر در جنايتى جوهره صوت به كلىّ از بين برود و نتواند صوت را بلند كند جانى ملزم به دادن خونبها است، و اگر به كلى از بين نرود لكن ناقص شود، مثلًا صدايش تو دماغى و يا گرفته شود، ظاهراً در اين مورد حكومت است، و منظور از اينكه صوتش از بين رفته باشد اين است كه نتواند صدايش را بلند كند نه اينكه قدرت بر تكلّم به نحو آهسته را نداشته باشد.
٢٣٢- اگر جانى جنايتى بر كسى وارد آورد كه هم جوهره صدايش و هم نطقش از بين برود و نتواند سخن ولو بطور آهسته بگويد بايد دو خون بها به وى بپردازد، يكى براى جوهره صوت و ديگرى براى عجزش از سخن گفتن.
٢٣٣- اگر در اثر جنايت، صوت او نسبت به بعضى از حروف كم شود و نسبت به بعضى ديگر باقى بماند، احتمال دارد در آن حكومت باشد، احتمال هم دارد خونبها به عدد همه حروف تقسيم شده به طريقى كه در جنايت بر اصل تكلّم گذشت ديه آن چند حرف را معيّن كنند، واحتمال اول أقرب است، هر چند احتياط در مصالحه است.
ديه تعجيز انزال منى:
٢٣٤- اگر مجنى عليه بر اثر جنايت از انزال منى عاجز گردد، يا نطفهاش قابليت فرزند شدن را از دست بدهد يا از لذت جماع محروم شود، واجب است جانى ديه كامله به او بدهد؛ ولى در همه اين موارد اقرب حكومت است، هر چند در صورتى كه جنايت سبب بر نخواستن آلت مردى و محروميت از اصل جماع بشود، احتياط در پرداخت ديه كامله است.
ديه جنايت موجب ريزش ادرار:
٢٣٥- اگر جنايتى سبب شود كه مجنّى عليه مدام دچار سلس البول گردد، بنابر اقوى جانى بايد خونبهاى كامل به او بدهد، و احوط دوام سلس است در تمام روز، و سلسى