فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٣٦٨ - اول - مباشرت در جنايت
افتادنش هيچ ربطى به خود او نداشته نه بر خود او ضمان هست و نه بر عاقله او؛ و امّا اگر خود آن شخص كه افتاده بميرد در تمامى فرضهايى كه گذشت خونش هدر است.
٤٢- اگر شخصى كسى را هُل بدهد و همين سبب مرگ او شود در صورتى كه عمداً بوده قصاص مىشود، و در صورت شبيه به عمد خونبها را از مال خودش بايد بپردازد، و اگر در اثر هُل دادنش به روى شخصى بيفتد و آن شخص بميرد قصاص در صورت عمد، و ديه در صورت شبه عمد بر خودِ هُل دهنده است.[١]
٤٣- اگر به كسى تنه بزند و او را بكشد در صورتى كه قصد كشتن او را داشته و يا اگر نداشته تنه زدن او به نحوى بوده كه غالباً طرف را مىكشد قتل عمد مرتكب شده و قصاص دارد، و اگر تنها قصد تنه زدن داشته نه قتل و تنه زدنش هم غالباً كشنده نبوده قتل او عمد نيست بلكه شبه عمد است و خونبها را از مال خودش مىدهد؛ و امّا اگر در اثر تنه زدن به كسى خودش بميرد خونش هدر است، البته اين هدر بودن وقتى است كه تنه خورده در ملك خودش و يا در خيابان عمومى و مباح و يا محلّى فراخ قرار داشته باشد كه تفريط از طرف اين نباشد؛ و امّا اگر در راه تنگى ايستاه بود و تنه زننده او را بدون قصد تنه زدن تنه زده و خودش مرده تنه خورده ضامن خونبهاى او است، و همچنين است اگر در راه تنگى نشسته باشد و عابرى به او برخورد كند و بيفتد و بميرد آن شخص ضامن است؛ بلى اگر به همين قصد يعنى به قصد برخورد عابرى به وى در آنجا نشسته باشد با اينكه جاى ديگرى براى نشستن داشته و در اثر اين برخورد كشته شود خونش هدر است و اگر عابر كشته شود وى ضامن خونبهاى او است.
٤٤- اگر دو نفر انسان آزاد و بالغ و عاقل به يكديگر برخورد كنند و هر دو بميرند اگر
[١] - در اين فرضيه روايت صحيحى نقل شده كه بر عهده هُل خورده است، و اولياء مقتول مىتوانند او را بكشند، و شخص هل خورده قبل از كشته شدن خونبهاى خود را از هل دهنده مىگيرد، و ممكن است روايت را به صورتى عمل كنيم كه هل خورده دو راه داشته يكى اينكه به طرف ديگر بيفتد و خودش بميرد و ديگر اينكه به طرف آن شخص بيفتد و او را بكشد؛ ولى او از هول جانش خود را به روى او انداخته است، و در نتيجه اين عمل، بتوانيم بوجهى قتل را به او نسبت بدهيم.