فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ١٠٤ - ه - اجنبى نبودن مدعى نسبت به دعوى
مىكند و يا براى او وكيلى در طرح دعوى مىگيرد و يا خود قاضى متكفّل امر طفل مىشود و اگر طفل بيّنهاى ندارد منكر را سوگند مىدهد و اگر منكر حاضر به اداء سوگند نشد و آن را به مدَّعى برگرداند سوگند طفل خاصيتى ندارد، زيرا سوگند صغير معتبر نيست و چنانچه وكيل و يا ولىّ بدانند كه طفل درست مىگويد مىتوانند به جاى طفل سوگند مردوده را اداء كنند.
ج- عقل:
٧٠- دعواى مجنون مسموع نيست؛ مگر مجنون ادوارى كه اگر در دور سلامتيش به محكمه مراجعه و طرح دعوى كند مسموع است.
٧١- احكام مربوط به اين دو شرط- بلوغ و عقل- در استماع دعوى همان احكامى هستند كه مربوط به اين دو شرط در بخش «مشتركات مربوط به بخشهاى رفتار حكومتى ولىّ امر» همين جلد صفحه ٦٢، فقرات (١٢ الى ١٧) بيان شدهاند.
د- سفيه نبودن در دعواى مالى:
٧٢- هرگاه شخص به توسط سفاهت محجور باشد- يعنى پس از صدور حجر او از طرف حاكم- دعوايش مربوط به تصرف در امور مالى مسموع نمىباشد؛ و اما قبل از صدور حكم حجر از سوى حاكم دعوايش درامور مالى و غير مالى مسموع است.
٧٣- احكام مربوط به اين شرط، همان احكام مذكوره در جلد ٥، بخش «مشتركات مربوط به بخشهاى اموال خاص»، صفحه ١١٨، فقرات (٢٤ و ٢٥) مىباشند.
ه- اجنبى نبودن مدَّعى نسبت به دعوى:
٧٤- در صحت دعوى شرط است مدَّعى نسبت به دعوايى كه طرح مىكند اجنبى نباشد، تا مدَّعى به شمار آيد، بنابر اين مدَّعى بايد، مال يا حقى را، براى خود يا براى كسى كه ولايت دعوى براى او دارد- مانند ولى، وكيل، حاكم و يا امين حاكم- ادعاء كند و الا دعوايش مسموع نيست؛ بلى در بعضى موارد عرفاً دعوى صدق مىكند هر چند مدَّعى براى خود يا فرد مورد ولايتش ادعاء نكند مانند اينكه شخصى كتك خورده و در بيمارستان تحت مداوا باشد و فرزندش به دادگاه شكايت نمايد، يا مال الرهن يا امانتى