فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ١٤٣ - چهارم - بينه با سوگند
دوم: در خَرس معتاد- تخمين معمول و معتاد- است، يعنى مدَّعى بگويد مال مورد تخمين از مقدار تخمين شده كمتر است، بدون قسم حرفش قبول است.
سوم: اگر ذمى براى نفى جزيه مدَّعى شود قبل از تمام شدن سال مسلمان شده قولش بدون بينه و قسم قبول است و جزيه از او گرفته نمىشود.
چهارم: هرگاه اسير صغير، إنبات شَعر[١] شده باشد و مدَّعى باشد إنبات به سبب دارو يا تراشيدن بوجود آمده، حرفش بدون قسم قبول است و او را نمىكشند.
پنجم: هرگاه صاحب مال مدَّعى شود خمس به مال من تعلق نگرفته و يا مدَّعى شود خمس را پرداخت كردهام، حرفش بدون قسم قبول است.
و بطور ضابطه كلّى هر جا دعوى حق اللّه است قسم لازم ندارد و هر جا حق الناس هم باشد جهت حق الناس قسم لازم است؛ مگر حق الناس شخصى نباشد.
ششم: اگر ذو اليد بگويد فلان چيز پاك است بدون قسم و بينه حرفش قبول است.
هفتم: اگر دعوى بلا معارض باشد، حرف مدَّعى بدون بينه و قسم قبول مىباشد.
[١] - إنبات شعر از علائم بلوغ است، كه در جلد اوّل، صفحات ١٢ و ١٣ بيان شده است.