فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ١٣ - اول - شرعا ارزش داشته باشد
مشغول مىشود، و ملازمات إقرار بر آن مترتب مىشود؛ مگر قرينهاى بر خلاف تأييد و إقرار او در كار باشد، مانند اينكه كسى در جواب فردى كه مىگويد، من يك مليون تومان پول نقد رائج از شما طلبكار هستم؛ با حالت تمسخر و استهزاء و شدّت تعجّب بگويد؛ بلى، كه اين گونه إقرار نا فذ نيست و به معناى انكار است.
دوم- إقرار منجّز باشد:
٢٠- إقرار بايد به صورت جزم و يقين باشد، و إقرار بصورت گمان، احتمال و ترديد صحيح نمىباشد.
٢١- اگر إقرار كننده إقرار را به مشيّت معلق كند، يعنى بگويد اگر تو بخواهى يا فلانى بخواهد، من فلان قدر به شما بدهكارم، اين إقرار باطل مىباشد؛ مگر در تعليق بر مشية اللّه- ان شاء اللّه- در صورتى كه صرف قصد تبرك داشته باشد.
٢٢- اگر كسى إقرار خود را به گواهى فرد ديگر معلق نمايد، مثلًا بگويد در صورتى كه فلان كس گواهى دهد، من فلان مبلغ به شما بدهكارم، آن مبلغ را به شمابدهكار مىباشم؛ اين گونه إقرار نافذ نمىباشد، و نيز اگر بگويد: چنانچه فلان شخص براى تو گواهى دهد كه فلان چيز بر ذمه من است، صادق مىباشد، اين إقرار هم باطل است.
دسته سوّم- شروط مربوط به مقرّبه:
٢٣- شروط مربوط به مقَرٌّبه عبارتند از: ١- شرعاً ارزش داشته باشد، ٢- عقلًا يا عادتاً ممكن باشد.
اوّل- شرعاً ارزش داشته باشد:
٢٤- مقَرٌّبه از نظر اسلام ارزش- ماليّت- داشته باشد و تسلط و تصرف مُقِرّ بر آن جائز باشد و بتواند آن رامطالبه نموده و مُقِرّ را بر پرداخت آن ملزم نمايد، بنابر اين اگر كسى چيزى را إقرار كند كه هيچ گونه مالكيت و حق تصرفى در عين مال يا منفعت آن نداشته باشد، إقرارش باطل است، و نيز اگر كسى بگويد، سه ليتر شراب به فلان مسلمان بدهكار هستم، يا اين جلد قرآن كه نزد من است مال فلان كافر مىباشد، چون