فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٣٩١ - ديه لب
جريان خون در آن قطع شود، بنابر أقرب بايد دو ثلث ديه گوش به او بدهد؛ و اگر كسى بعد از شلل آن را قطع كند احتياط آن است كه يك ثلث آن را بدهد.
١٢١- در احكامى كه گفته شد فرقى بين گوش سالم و گوش ناشنوا نيست، و اگر گوش كسى را ببرد و زخم آن سرايت نموده و شنوايى او را از بين ببرد يا سنگين كند علاوه بر ديه قطع بايد ديه ديگرى به خاطر حسّ شنوايى بپردازد و اين دو ديه با هم تداخل پيدا نمىكنند و همچنين اگر گوش كسى را طورى قطع كند كه استخوان پيدا شود هم ديه قطع گوش بر او واجب مىگردد و هم ديه موضحه- زخمى كه استخوان بدن را نمايان كند- و اين دو نوع ديه با هم تداخل نمىكنند.
ديه لب:
١٢٢- قطع دو لب خونبهاى كامل دارد و قطع يكى از آن دو لب بنابر اقوى ديهاش نصف آن است؛ لكن احوط آن است كه اگر لب پايين كسى را قطع كند ششصد دينار بپردازد، و در قطع قسمتى از لب پايين از نظر مساحت طول و عرض بايد به حساب مجموعش ديه پرداخت گردد.
١٢٣- عرض لب بالا مقدارى است كه لثه دندانهاى بالا تا محلّ پيوند و سوراخ و حاجز بينى را مىپوشاند و طول آن برابر با طول دهان- و تا محل اتصال با لب پايين- مىباشد و عرض لب پايين مقدارى است كه لثه و دندانهاى پايين را مىپوشاند و طول آن برابر با طول دهان- و تا محل اتصال با لب بالا- مىباشد؛ و حاشيه دو گونه جزء لبها نيست.
١٢٤- اگر بر دو لب جنايتى وارد آيد كه ديگر دندانها را نپوشاند، حكومت است و بايد ارش آنها معين شود، و جانى بپردازد و اگر عصب لبها بر اثر جنايت بطورى از حركت سُست شوند كه در حالاتى نظير حال خنده از دندانها جدا نشوند، بنا بر احتياط بايد دو ثلث ديه پرداخت شود، و اگر جانى عصبهاى لب را پس از فلج شدن آنها قطع كند، بايد ثلث ديه را بپردازد؛ و اگر بعد از آنكه دچار فلج بوده آن را قطع كند ثلث ديه