فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٢٤٧ - چهارم - حد سرقت و احكام مربوط به آن
سرقت دومش را اثبات كند پايش هم قطع مىشود.
چهارم- حدّ سرقت و احكام مربوط به آن:
٢٠٠- حدّ سرقت در بار اول بريدن از بيخ چهار انگشت دست راست است، و بايد انگشت شست و كف دست او باقى بماند، و اگر بعد از اين باز هم دست به سرقت بزند اين بار انگشتان پنجه پاى چپ او تا برآمدگى بالاى پا نرسيده بايد قطع شود و برآمدگى وسط پا و اندكى از محل مسح وى تا بند پايش باقى بماند و اگر بعد از اجراء اين حدّ باز هم مرتكب دزدى بشود محكوم به حبس ابد است تا مرگش فرا رسد، و اگر فقير باشد زندگيش از بيت المال تأمين مىشود، و اگر باز هم براى چهارمين بار دزدى كند هر چند كه دزديش در زندان باشد قتلش واجب مىشود.
٢٠١- اگر كسى چند بار دزدى كند و بعد از هر بار دزدى حدّ نخورده باشد، يك حدّ بر او كافى است، و اگر باز هم مرتكب شود پايش بطورى كه در فقره بالا گفته شد قطع مىگردد، و اگر باز هم تكرار كند حبس ابد و در تكرار بعدى كشته مىشود.
٢٠٢- با وجود دست راست دست چپ قطع نمىشود، چه دست راستش سالم و دست چپش فلج و يا دست چپش سالم باشد و دست راستش فلج و يا هر دو فلج باشند؛ بلى اگر در بريدن دست فلج چنانچه- به احتمال عقلائى از قبيل پيش بينى طبيب، ترس مرگ وجود داشته باشد، به خاطر احتياط در زنده ماندن سارق آن دستش قطع نمىشود، و بنابر أقرب دست چپش نيز چه سالم باشد و يا فلج قطع نمىشود.
٢٠٣- سارق هر چند دست چپ نداشته باشد بنابر مشهور دست راستش قطع مىشود، واگر در هنگام سرقت دست راست داشته و بعد از سرقت از بين رفته باشد دست چپش به جرم سرقت قطع نمىشود.
٢٠٤- كسى كه قبل از دزدى دست راست نداشته باشد بعضى گفتهاند اگر دست راستش به خاطر قصاص و مثل آن قطع شده و دست چپ داشته باشد و دزدى كند دست چپش قطع مىشود، و اگر دست چپ هم نداشته باشد پاى چپش قطع مىگردد، و اگر پاى چپ هم نداشته باشد عقوبتش حبس است، ولى اقرب در همه اين فرضها آن