فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ١٢١ - جرح وتعديل بينه
١٢٠- اگر مدَّعى بيّنه خود را حاضر كند و حاكم بداند، يا قرائن شهادت دهد مدَّعى اراده اقامه بينه ندارد، حاكم نمىتواند از بينه پرسش نمايد؛ و اگر بداند و يا حالات مدَّعى گواهى دهد كه اراده اقامه بينه دارد مىتواند از شاهدها سؤال كند؛ اما اگر حاكم از حالات او چيزى نفهمد و در اراده مدَّعى بر اقامه بينه شك كند، مىتواند از خود مدَّعى بپرسد كه اراده اقامه بينه دارد يا نه. ١٢١- امرى كه به گواهى دو شاهد ثابت مىشود، هرگاه مدَّعى يك شاهد بياورد و به حاكم بگويد شاهد ديگر هم دارم، و تو مُدَّعىعليه را حبس كن تا من آن شاهد را هم حاضر كنم، حاكم نبايد قبول نمايد، زيرا عقوبت پيش از ثبوت جرم مشروع نيست.
جرح وتعديل بيّنه:
١٢٢- اگر بيّنه مدَّعى به حقيت و صدق دعواى او شهادت بدهد، چنانچه حاكم آن بيّنه را عال و داراى همه شرائط شهادت بداند شهادتشان قبول است؛ ولى اگرآنهارا فاسق يا فاقد بعضى از شرائط ديگر شهادت بداند شهادتشان مقبول نيست؛ بلى اگر وضع آنان براى حاكم نامعلوم باشد بايد در ردّ و قبول شهادتشان توقّف كند تا تحقيق نموده و فسق يا عدالتشان را احراز نمايد، و بعد به مقتضاى تحقيقش عمل كند.
١٢٣- در صورتى كه حاكم دو شاهد را به فسق و يا به جامعالشرائط نبودن بشناسد و شهادتشان را ردّ كند لازم نيست منتظر بماند تا كسانى آنها را تزكيه كنند يعنى عادل و يا جامعالشرائط معرفى نمايند؛ لكن اگر مدَّعى ادّعاء كند كه حاكم در تشخيص خود نسبت به فسق شهودش خطاء رفته، ادعاءاش مسموع است، و چنانچه دعوايش را اثبات كند بايد حاكم به مقتضاى شهادت آن دو عمل نمايد، و اگر اثبات نكند حاكم موظّف است شهادتشان را ردّ نمايد،
و همچنين در صورتى كه حاكم شهود را به عدالت و جامعيت شرائط بشناسد لازم نيست منتظر بماند تا كسانى آن دو شاهد را تزكيه يا جرح كنند، بلكه مجاز است به علم خود عمل كند، و اگر منكر ادعاء كند كه حاكم در تشخيص خود نسبت به عدالت هر دو شاهد يا يكى از آن دو خطاء رفته، دعوايش مسموع است، و چنانچه آن را اثبات كند بر