فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ١٢٩ - سوم - احكام سوگند
سوم- احكام سوگند:
١٤٩- سوگند شخص لال بايد با اشارهاى كه مطلب را بفهماند، اداء شود و يا نام خداى تعالى را در لوحى بنويسند و آن را در ظرفى بشويند و پس از فهماندن مطلب به شخص لال او را وادار سازند تا آن را بنوشد پس اگر آن را بنوشد، سوگند ياد كرده است و اگر از نوشيدن آن امتناع ورزد ملزم مىشود حقّ مورد ادعاء مدَّعى را بدهد، شايد هم بتوان گفت كه اين طريق، طريق جدا از اشاره نيست بلكه اين نيز يكى از مصاديق اشاره است، و احوط جمع بين هر دو طريق است.
١٥٠- اگر حاكم صاحب سوگند را تكليف كند كه سوگند خود را غليظ اداء كند، بر او واجب نيست بپذيرد و براى حاكم جائز نيست او را بر اين كار اجبار كند، و اگر صاحب سوگند تغليظ را قبول نكرد معنايش اين نيست كه از اداء سوگند نكول كرده، بلكه بعيد نيست ترك تغليظ رجحان داشته باشد هرچند بر حاكم مستحب است در اموال مردم و در جميع حقوق، صاحب سوگند را تكليف به تغليظ سوگند كند؛ مگر در اموالى كه كمتر از حد نصاب قطع دست دزد باشد.
١٥١- در اداء سوگند وكيل و نائب گرفتن جائز نيست، پس كسى كه بايد قسم ياد كند اگر ديگرى را وكيل يا نائب خود كند و آن وكيل يا نائب قسم بخورد هيچ اثرى بر قسم او مترتّب نمىشود و فصل خصومت نمىكند.
١٥٢- حتماً بايد سوگند در مجلس قضاء واقع شود، و حاكم نمىتواند در گرفتن سوگند نائب بگيرد؛ مگر به خاطر عذرى مثل اينكه در مرافعهاى صاحب سوگند مريض باشد و نتواند در محكمه حاضر شود، و يا محكمه در مسجد تشكيل شده است و صاحب سوگند زنى حائض باشد، و يا آن زن مخدّره و پوشيده باشد و حاضر شدنش در مجلس قضاء براى او عيب و نقصى به حساب آيد، و يا محذور ديگرى در حضور صاحب سوگند موجود باشد، كه در اين گونه موارد بايد حاكم كسى را نائب خود كند تا او به نزد صاحب سوگند رفته و از او سوگند بگيرد، بلكه ظاهراً در مجلس قضاء و در حضور خود حاكم نيز جائز نيست صاحب سوگند نائب بگيرد.