فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٢٥٦ - دوم - راههاى اثبات ارتداد
الف- بالغ باشد پس كودك نابالغ هر چند نزديك به بلوغش مرتد شود حكمى ندارد.
ب- عاقل باشد، پس ارتداد ديوانگان هر چند ادوارى و در دور جنونش باشد اعتبار ندارد.
ج- با اختيار مرتد شده باشد نه با اكراه و تهديد كسى.
د- قصد معناى ردّه نموده باشد، پس اگر شخصى بدون قصد نظير شوخى و سهو و غفلت و بيهوشى و خواب ردّه گفته باشد مرتد نمىباشد.
ه- عنان اختيار در دست داشته باشد، پس اگر به حدّى غضب كرده باشد كه عنان اختيار از دست داده باشد و نفهمد چه مىكند و چه مىگويد و در اين حال ردّهاى بگويد حكم به ارتدادش نمىشود. ٢٣٢- اگر از كسى ردّهاى شنيده شود يا كارى كه باعث ارتداد است انجام دهد يا سخنى كه باعث ارتداد است به زبان آورد و سپس ادعاء كند كه مرا مجبور كرده بودند و محتمل هم باشد راست مىگويد و يا ادعاء كند سبق لسان بوده- يعنى بگويد اين سخن بىاختيار از زبانم پريد- و اين هم محتمل باشد، ادعاءاش قبول مىباشد، و نيز اگر بيّنه اقامه شود، كه وى ردهاى گفته و او ادعاء اكراه يا سبق لسان كند از او پذيرفته مىشود.
٢٣٣- فرزندان نابالغ كسى كه مرتد ملّى و فطرى شده است، پس از ارتداد پدر همچنان به حكم مسلمان هستند و اگر پس از رسيدن به حدّ بلوغ كفر را اختيار كنند بايد توبه داده شوند، پس اگر توبه كنند، از آنها پذيرفته است؛ والّا قتلشان واجب مىباشد، و همچنين فرزند نابالغ مسلمان اگر پس از رسيدن به بلوغ كفر را اختيار نمايد، نخست او را توبه مىدهند و در صورتى كه نپذيرد، قتلش واجب مىشود پس حكم مرتد فطرى بر اين دو فرزند جارى نمىشود.
دوم- راههاى اثبات ارتداد:
٢٣٤- ارتداد به دو طريق ثابت مىشود: ١- شهادت دو مرد عادل، ٢- به إقرار خود مرتد؛ و احتياط آن است كه آثار ارتداد را بعد از دوبار إقرار مترتب كنند، و ارتداد كسى