فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٤٣٥ - دوم - جنايت برحيوان غير قابل تذكيه
ب- اگر جانى حيوان قابل تذكيه شخصى را بدون تذكيه تلف كند و به اصطلاح مردار كند در اين صورت بايد قيمت روزى را كه تلف كرده به صاحبش بدهد و احوط آن است كه بالاترين قيمت از روزى كه تلف كرده تا روز پرداخت را بدهد، و اگر چيزى در آن مردار مانده باشد كه مورد استفاده واقع مىشود مانند پشم و كرك عاج و امثال اينها از چيزهايى كه انتفاع آنها از حيوان مردار جائز است مالك حيوان در اينها مانند صورت قبلى مخيّر است.
٢٩٩- در فرضى كه جانى حيوانِ مالك را ذبح كرده مالك مىتواند حيوان را به او بدهد و مثل و يا قيمت آن را مطالبه كند.
٣٠٠- اگر حيوان بعد از ذبح هيچ قيمتى ندارد، در آن صورت مانند حيوانى است كه تذكيه نشده است و جانى بايد قيمت زنده آن حيوان را به مالكش بپردازد.
٣٠١- اگر بعضى از اعضاء حيوان كسى را قطع كند و يا استخوان آن را بشكند و حيوان همچنان زنده باشد مالك حق دارد از او مطالبه ارش كند، و اگر حيوان زنده نماند ضمان اتلاف را دارد؛ لكن احوط آن است كه جانى در خصوص درآوردن چشم حيوان چهارپا از بين ارش و يك چهارم قيمت روز جنايت، آنچه بيشتر است را بدهد، همچنانكه احوط آن است كه در خصوص انداختن جنين چهارپايان، از بين ارش و يك دهم قيمت روز سقط آنچه بيشتر است را بپردازد.
٣٠٢- اگر جنايتى بر اعضاء آن حيوان وارد آورد، بايد به مالكش ارش بپردازد.
دوم- جنايت برحيوان غير قابل تذكيه:
٣٠٣- حيوانى كه اصلًا قابل تذكيه نيست مانند سگ وخوك، ضمان ندارد؛ مگر سگ تعليم ديده وآنها عبارتند از: سگ شكارى، سگ گله، سگ زراعت، سگ نگهبان قلعه، سگ جاسوس، سگ مجرم پيدا كن، سگ دارو آزمايشى و سگى كه در حادثه زلزله از او استفاده مىشود.
٣٠٤- اگر شخصى، سگ شكارى كسى را تلف كند چهل درهم نقره سكهدار كه ٢١ مثقال معمولى مىشود بايد به صاحبش بپردازد، و ظاهراً فرقى بين سگ سلوقى- سلوق