فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ١٥٨ - نزاع مربوط به أعراض
٢٥٥- كسى كه مدَّعى است از ميّت طلب دارد، براى اثبات مدعاى خود، بايد هم بيّنه اقامه كند و هم سوگند استظهارى ياد نمايد، پس اگر مدَّعى بر عليه ميّت بيّنه اقامه كند ولى قسم ياد نكند، حّقش ساقط مىشود؛ و اقرب آن است كه دعوى عليه ميّت كه مربوط به عين يا منفعت باشد در حكم دعواى دين بر او است؛ ولى اگر ميت ضامن عين مالى بوده و در ضمان او تلف شده باشد چنين عينى بدون اشكال ملحق به دين او است.
٢٥٦- هرگاه كسى فوت كند و دين يعنى بدهكارى او تمام تركهاش را فرا گرفته باشد، تركه با دين منتقل به وارث مىشود و نماء تركه مال وارث است، و تصرف ورثه در مال قبل از اداء دين جائز است؛ ولى بر ورثه واجب است اداء دين نمايند، و اگر غير از تركه مال ديگرى نداشته باشد اداء دين از تركه واجب مىباشد.
نزاع مربوط به أعراض:
٢٥٧- كسى كه نسبت زنا به مسلمانى داده و بيّنهاى اقامه ننموده است و طرف هم إقرار به زنا نكرده و در فرضى كه آن مسلمان زوجهاش باشد لعان با آن انجام نداده باشد، شهادتش قبول نيست؛ مگر آنكه توبه كرده باشد و حدّ توبه او اين است كه خودش را تكذيب كند به اين شرح كه نزد همه آنهايى كه پيش ايشان نسبت زنا به آن شخص داده بگويد من خطاء كردم و آن بنده خدا زنا نكرده است، و يا در جايى كه همه مسلمين شهر جمع هستند، و يا در نزد آن فرد متّهم به زنا خود را تكذيب كند و اگر در واقع صادق باشد و عمل زنا را ديده باشد؛ ولى شاهد نگرفته تا بتواند اثبات كند كه در اين صورت تكذيب خودش دروغ است و دروغ از گناهان كبيره است، و در اين فرض ناچار است به گونهاى توريه كند يعنى چيزى بگويد كه در واقع تكذيب نباشد؛ ولى طرف از آن تكذيب را بفهمد، و بعد از آنكه خودش را اين گونه تكذيب كرد، توبه نموده و به صلاح گراييد شهادتش قبول مىشود.
٢٥٨- سائر گناهان مربوط به اعراض نيز موجب سلب عدالت است و تا زمانى كه مرتكب، توبه نكرده شهادتش قبول نمىباشد.