فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٢٣٣ - چهارم - حد شرب مسكرات
پنهانى بنوشد حدّ ندارد همچنانىكه در كليسا و معبد خود بنوشند حدّ ندارند.
١٤٢- تازيانه شرب مسكر را بايد بر پشت و شانه و سائر اعضاء بدن، به غير از سر و صورت و عورت شارب مسكر بزنند؛ و اگر شارب مسكر مرد باشد بايد او را عريان كرده به طوريكه فقط عورتش پوشيده باشد و در حال ايستاده بر او حد بزنند، و اگر زن باشد او را بنشانند و به جامهاش بپيچند و بر او حدّ جارى نمايند و حدّ اين مجرم را چه مرد باشد چه زن بايد در حال هوشيارى جارى سازند، پس اگر هنوز مست باشند لازم است صبر كنند تا هوشيار شوند بعد حدّ را جارى سازند.
١٤٣- چنانچه شارب مسكر ديوانه يا مرتد شود، حدّ از او ساقط نمىگردد، بلكه بايد در حال جنون و ارتدادش حدّ را بر او جارى سازند.
١٤٤- اگر كسى چند بار مسكر نوشيده و بين آنها حدّ نخورده باشد، يك حدّ براى همه آنها كافى است، و اگر دوبار مرتكب شده و هر بار حدّ آن را خورده باشد براى بار سوم و به قولى براى بار چهارم بايد كشته شود و اين قول اخير احوط است.
١٤٥- اگر مسكرى با غير مسكر طورى مخلوط شود كه پس از مخلوط شدن باز به عنوان مسكر يا مثلًا خمر بر آن صادق باشد، خوردنش حدّ دارد؛ و اما اگر در اثر امتزاج با چيز ديگر از قبيل غذاها و ادويه مستهلك شده و حالت اسكار خود را از دست بدهد و اسم مسكر بر آن صادق نباشد خوردنش موجب حد نمىشود هرچند خوردن آن ممتزج بخاطر نجس بودنش بدودن اشكال حرام است، بنابر اين اگر يك قطره شراب در مايعى از قبيل آب يا شربت بريزد شبههاى نيست در اينكه آن ممتزج نجس است؛ لكن اينكه اگر كسى آن را بخورد بايد حد مسكر بر او جارى شود محل تأمل و اشكال است، ولى حكم به وجوب حدّ در اين صورت بين فقهاى شيعه معروف است.
١٤٦- اگر كسى به منظور حفظ جان خود از هلاكت يا بخاطر مداواى بيمارىاش مضطرّ به خوردن مسكر شود حدّ بر او جارى نمىشود.
١- كسى كه مىداند شرب مسكر حرام است اگر آن را بنوشد حدّ بر او واجب است هرچند كه نداند شرب مسكر موجب حدّ است، و اگر مايعى را بنوشد به خيال اينكه