فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٤١٤ - ديه حس چشايى
بدهد و اگر آن جنايت، جنايتى باشد كه ديهّ معيّنى برايش مقدّر نشده، واجب است ارش جنايت را بپردازد.
ديه حسّ چشايى:
٢٢٥- بعضى از فقهاء گفتهاند كه در جنايت بر اين حسّ ديه است، و اين هرچند بعيد نيست لكن اقرب در آن حكومت است.
٢٢٦- اگر مجنّى عليه ادّعاء كند كه در اثر جنايت فلان جانى، حسّ چشاييم از بين رفته و جانى منكر آن باشد، چنانچه تشخيص حال او با وسائل جديد ممكن باشد، بايد به دو كارشناس عادل مراجعه كنند و اگر تشخيص با اين وسائل ممكن نشود و امارهاى هم كه باعث لوث است در بين نباشد، قول جانى مقدم است و اگر امارهاى در بين باشد از موارد لوث خواهد بود و لازم است استظهار به وسيله سوگندهاى قسّامه صورت بگيرد. ٢٢٧- اگر معلوم شود كه حسّ چشايى مجنّى عليه آسيب ديده لازم است به حاكم مراجعه كنند تا او به وسيله مصالحه و يا حكم، نزاع را از بين ببرد هر چند احوط آن است كه هر دو با هم مصالحه كنند.
٢٢٨- اگر جانى زبان كسى را قطع كند تنها، بايد ديه قطع زبان او را بدهد، و بابت از بين بردن ذائقه چيزى بدهكار نمىشود، چون ذائفه طبع زبان است، و اگر جنايت ديگرى بر او وارد آورد كه در اثر آن ذائقه او از بين برود بايد ديه از بين بردن ذائفه به اضافه ديه جنايتش را بپردازد؛ و اگر براى جنايتش ديهاى معيّن نشده، حكومت را بپردازد.
٢٢٩- اگر جنايتى بر مفصل فكّ پايين كسى وارد آيد بطورى كه ديگر نتواند غذا را بجود، حكومت دارد.
٢٣٠- اگر حسّ ذائفهاى كه در اثر جنايت جانى از بين رفته بود برگردد، ديهاى هم كه جانى داده برمىگردد؛ لكن احوط مصالحه است.