فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٢٣٧ - ه - عدم وجود توهم حليت
١٥٦- اگر نابالغى دزدى كند، حدّ بر او جارى نمىشود؛ بلكه طبق صلاحديد حاكم تأديب مىشود، هر چند اين گناه بطور مكرّر- و حتى بيش از پنج نوبت- از او سر بزند.
ب- عقل:
١٥٧- احكام مربوط به اين شرط در سارق همان احكامى هستند كه در همين جلد، بخش «مشتركات مربوط به بخشهاى رفتار حكومتى ولىّ امر»، صفحات ٦٢ و ٦٣، فقرات (١٢ تاآخر ١٧) بيان شدهاند.
١٥٨- اگر ديوانه دزدى كند، هر چند ديوانگيش ادوارى باشد، در صورتى كه در دور جنونش دزدى كرده و اين عمل را هرچند كه تكرار هم نموده باشد دستش قطع نمىشود؛ بلى اگر ادب كردن در او اثر بگذارد بايد تأديب شود.
ج- اختيار:
١٥٩- دزد به اختيار خود دزدى كرده باشد نه به تهديد واكراه ديگرى و گرنه دستش قطع نمىشود.
١٦٠- احكام مربوط به اين شرط در سارق همان احكامى هستند كه در همين جلد، بخش «مشتركات مربوط به بخشهاى رفتار حكومتى ولىّ امر»، صفحه ٦٣، ٦٤ فقرات (١٩ تا آخر ٢٢) بيان شدهاند.
د- عدم اضطرار:
١٦١- اگر دزد از روى اضطرار دزدى كند دستش قطع نمىشود.
ه- عدم وجود توهّم حليّت:
١٦٢- اگر شخصى مال كسى را به گمانى كه بردنش حلال است،- مانند لقطه و مال اعراض شده يعنى مال دور انذاخته شده را برده باشد- سارق محسوب نمىشود و حدّبراو نيست.
١٦٣- احكام مربوط به اين شرط از شروط تنجّز تكليف همان احكامى هستند كه در همين جلد، بخش «مشتركات مربوط به بخشهاى رفتار حكومتى ولىّ امر»، صفحه ٦٤، ٦٥ فقرات (٢٣ و ٢٤) بيان شدهاند.