فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٣٣٨ - كيفيت استيفاء قصاص اعضاء
است- تحقق مىيابد مثلًا شخصى را مشتركاً تهديد و وادار كنند دست كسى را قطع كند و يا يك خنجر را روى دست كسى بگذارند و همه با هم بر آن خنجر فشار بياورند تا دست او قطع شود؛ و اما اگر هر يك از اين جانيان مقدارى از يك عمل را انجام دهد مثلًا يكى مقدارى از دست او را ببرد و دست بكشد و ديگرى مقدار ديگرى را و سوّمى و چهارمى به همين صورت تا آنكه دست قطع شود صاحب دست قطع شده نمىتواند دست آن چهار نفر را قطع كند، چون هيچ يك از آنها به تنهايى دست او را قطع نكردهاند، و همچنين اگر يك نفر چاقوى خود را روى دست كسى بگذارد و شخص ديگرى چاقويش را زير دست او قرار داده و هر يك از دو چاقو مقدارى از دست او ببرند تا به هم برسند و دست قطع شود در اينگونه موارد شركت محقق نمىشود و دست جانيان قطع نمىگردد بلكه هر يك از آنان نسبت به جنايت خود قصاص مىشوند يعنى صاحب دست قطع شده مىتواند دست هر يك از آن دو نفر را به مقدارى كه به او زخم زده بود زخم بزند.
٢٠٨- قبل از آنكه اثر جنايت جانى بهبودى يابد قصاص جائز است و بعد از انجام قصاص چنانچه زخم سرايت كند و باعث مرگ مجنّى عليه شود براى مجنّى عليه است كه در غير عمدى ديه از جانى اخذ كند و در عمدى او را به قتل برساند و در صورت قتل ديه جراحتى كه بر او وارد آورده بايد بپردازد؛ ولى احتياط در جايى كه ايمنى از سرايت نيست آن است كه صبر كنند تا جراحت بهبودى يابد.
٢٠٩- اگر كسى چند عضو از اعضاء بدن شخصى را ازروى اشتباه و خطا قطع نموده باشد جائز است مجنّى عليه ديه يك يك آن اعضا را از جانى بگيرد هرچند كه جمع آن ديهها چند برابر خونبهاى يك مسلمان باشد، و بر جانى هم واجب است آن را بپردازد؛ بلى اگر زخمها سرايت كرد و مجنّى عليه از دنيا رفت و ورثه او آنچه زيادتر از خونبها گرفتهاند به جانى بر مىگردانند.
٢١٠- هنگامى كه مىخواهند از جانى قصاص بگيرند اگر عضوى باشد كه موى آن مانع از سهولت قصاص باشد و يا نگذارد قصاص را به اندازه جنايت و بدون كم و زياد