فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ١٦٣ - نزاع مربوط به ارث
نزاع مربوط به ارث
٢٧٧- اگر مسلمانى فوت كند و دو پسر داشته باشد كه كافر بوده و مسلمان شدهاند و اسلام آوردن يكى از آن دو پيش از فوت پدر معلوم باشد و خود او و برادرش هم به آن معترف باشند و كافر بودن پسر ديگر در زمان حيات پدر هم معلوم باشد؛ ولى خود او مدَّعى شود كه پيش از فوت پدر مسلمان شده ولى برادر مسلمان، اسلام آوردن او پيش از فوت پدر را انكار كند، چنانچه برادرى كه كافر بودنش در زمان پدر معلوم است، بيّنه نداشته باشد، حرف برادر مسلمان مقدّم است و همه ارث را به او مىدهند؛ ولى اگر برادر مسلمان، منكر اسلام برادر ديگر پيش از فوت پدر نباشد بلكه ادّعاء كند كه جاهل به واقعه است و آن برادر ديگر مدَّعى باشد كه او مىداند، در اين صورت مىتواند از او بخواهد كه سوگند عدم العلم ياد كند، يعنى سوگند بخورد كه جاهل به واقعه است، و در اين فرض هم همه ارث را برادر مسلمان مىبرد؛ و اگر هر دو بيّنه داشته باشند، طبق بيّنه أكثر عدداً حكم مىشود؛ و اگر بيّنهها در عدد مساوى باشند، تعارض نموده و ساقط مىشوند، پس اگر برادر مسلمان قسم خورد كه نمىداند، تمام ارث را مىبرد و برادرش ارث نمىبرد؛ ولى اگر نكول كند، قسم به ديگرى ردّ شود و چنانچه او سوگند بخورد، به مدّعاى خود مىرسد؛ و اگر هر دو نكول كنند، تركه پدر بينشان تقسيم مىگردد؛ و اگر