فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٤٠٣ - ديه پا
١٨١- اگر زن از ناحيه اجنبى اكراه و تهديد شود و ناگزير تن به وطى بدهد، و افضاء شود، جانى بايد علاوه بر ديه مهرالمثل او را هم بدهد، و اگر آن زن باكره بوده بنابر احتياط ارش بكارت را هم طلبكار مىشود؛ اما اگر غير باكره بوده و بدون اكراه قبول وطى كرده و بعد افضاء شده، فقط ديه طلبكار است.
١٨٢- ديه، ارش و مهرى كه شوهر بر اثر افضاء بدهكار همسرش مىشود، بايد از مال خودش بدهد و بر عهده عاقله او نيست.
ديه سرين:
سُرِين، به معنى كفل و آن مقدار گوشت برآمدهاى است كه بين ران و كمر انسان قرار دارد و عمقش به استخوان ران مىرسد.
١٨٣- جنايت بر هر دو سرين- كفل- مرد و زن ديه كامله خود آنها و يك سرين نصف آن ديه را دارد و ديه قسمتى از سرين هر يك از زن و مرد، به حساب مساحت و به نسبت ديه كفل آنهاست.
١٨٤- ظاهراً سرين عبارت از گوشت برآمدهاى است كه بين ران و كمر انسان قرار دارد، اين از نظر مساحت بود؛ و اما از نظر عمق تا بدانجاست كه به استخوان منتهى شود. بنابر اين اگر جنايت به استخوان نرسد ظاهر اين است كه ديه آن به حسب مساحت معين مىشود هرچند كه احوط پرداخت خونبها است در صورتى كه تنها برآمدهگى از بين رفته و به مساوات كمر و ران برسد ولو به استخوان نرسيده باشد.
ديه پا:
پا عبارت است از سر انگشتان پا، تا مفصل ساق- آنجايى كه پا به مفصل ساق متصل مىشود-.
١٨٥- در قطع هر دو پا خونبهاى كامل است و در قطع هر يك، نصف آن است.
١٨٦- بحث در اينجا همانند بحث در دستها است، در اينكه اگر در جنايتى پاى كسى