فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ١٩ - احكام مربوط به إقرار
بگويد من يك خروار گندم به شما بدهكارم، يا فلان مقدار حق شما به ذمّه من است، پس اگر مقَرٌّله او را تصديق نكند و بگويد شما مبرّا هستيد، چنانچه مقصودش از اين گفتار انشاء اسقاط يعنى بخشش باشد، مُقِرّ در ظاهر و در واقع مبرّا است و مقَرٌّبه مال خود مُقِرّ مىباشد؛ ولى اگر مقصودش انشاء اسقاط نباشد، در اين فرض اگر مقَرٌّبه عين باشد مجهولالمالك مىباشد، و در دست مُقِرّ يا حاكم مىماند، تا مالكش معين شود؛ و اگر مقَرٌّبه دَين يا حق باشد از ذمّه مُقِرّ به حسب ظاهر ساقط مىشود؛ ولى به حسب واقع بر مُقِرّ لازم است بين خود و خداى خود ذمّه خود را از آن دين يا حق فارغ نمايد، و آن را به مالكش برساند، هرچند بطور بىاطلاعى مالكش آن را در مال او داخل نمايد؛ و اگر مقرّله، از گفتارش برگردد در فرضى كه مقرّ، به إقرارش باقى باشد مُقِرّ آن مقَرٌّبه را چه عين و چه دَين و چه حق باشد، بايد به مقَرٌّله بدهد.
٤٣- إقرار مريض در مرض موت نافذ است؛ مگر اينكه متهم باشد، و در فرض متهم بودن إقرارش فقط به مقدار ثلث نافذ مىباشد.
٤٤- احكام بيماران مبتلا به مرض مرگ، در جلد ٥، بخش حجر، صفحه ١٠٦ فقره (٨٧ تا ٩٤) بيان گرديده است.
٤٥- إقرارى كه بر روى كاغذ نوشته شده يا بر روى نوار ضبط شده است و شباهت زيادى به صدا يا خط مُقِرّ دارد، در صورتى كه احتمال جعلى بودن آن داده شود، يا احتمال دهند، در شرائط عادى نبوده، مثلًا با فشار، تهديد و يا فريب انجام شده است اعتبارى ندارد.
٤٦- پس از تحقق إقرار شرعى، انكار اعتبارى ندارد، مثلًا اگر كسى إقرار كند:
فلانى مبلغ بيست هزار تومان از من طلبكار است و پس از آن انكار نمايد، انكار او اثرى ندارد؛ همچنين است اگر پس از إقرار به بدهكارى، مقدارى از آن را انكار نمايد انكارش اعتبارى ندارد؛ ولى اگر بعد از إقرار چيزى بگويد كه در واقع توضيح و تفسير إقرار محسوب شود، بايد مجموع گفتههاى او را يك إقرار حساب نمود.
٤٧- اگر شخصى به بدهكارى خود إقرار كند؛ ولى مدَّعى شود آن را پرداخت كرده،