فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٢٢٧ - چهارم - حد قذف
مورث خود را بنمايد هر چند وارث ديگر قاذف را عفو كرده باشند.
١١٨- اگر فردى به كسى كه بارها او را فرزند خود خوانده و به فرزنديش إقرار نموده و يا فرزندى او برايش از طريق شرعى ثابت شده، بگويد: تو فرزند من نيستى، واجب است اورا حد بزنند، زيرا با اين سخن، به مادر آن فرزند نسبت زنا داده است، و همچنين اگر به كسى كه به وجهى شرعى ثابت شده كه او پسر زيد است بگويد: تو پسر زيد نيستى، يا به پسر زيد بگويد: تو پسر عمرو هستى، واجب است او را حد بزنند؛ بلى اگر در اينگونه تعبيرها قرينهاى موجود باشد كه بفهماند منظور گوينده اين نبود كه نسبت زنا به مادر آن شخص بدهد، و عرف از عبارت گوينده چنين نسبتى را نفهمد، بلكه بر حسب متعارف اين را بفهمد كه گوينده مىخواهد بگويد، تو آن خصوصياتى كه انتظار مىرفت از تو باشد را ندارى، و يا وقتى مىگويد: تو پسر عمرو نيستى، منظورش اين است كه تو مثلًا شجاعت پدرت را ندارى، كه در اين صورت حدّ بر او نيست زيرا اين گفته قذف نيست.
١١٩- اگر به كسى بگويد اى شوهر زانيه يا بگويد: اى خواهر زن زانيه، يا بگويد: اى پسر زانيه، يا بگويد: مادرت زنا مىداد، و امثال اين تعبيرها، حدّ بر گوينده جارى نمىشود، زيرا نسبت زنا به خود مخاطب نداده و قذف مخاطب صورت نگرفته، بلكه به منسوبين او نسبت داده، و همچنين اگر به كسى مثلًا بگويد: اى پسر لاطى، يا اى پسر ملوط، يا اى برادر لاطى، يا اى برادر ملوط، در اين صورت هم قذف مخاطب نكرده بلكه منسوبين او را قذف كرده لذا حدّ ندارد؛ لكن از اين جهت كه مخاطب خود را بدون دليل و مجوّز اذيّت و توهين نموده تعزير مىشود.
١٢٠- اگر به كسى بگويد مادرت تو را از زنا حامله شد و زاييد، ظاهراً حدّ ثابت نمىشود، چون نسبت زنا را به مخاطب خود نداده، و به علاوه ممكن است پدر او زناكار بوده نه مادرش، مثلًا مادر او در خواب بوده و خيال مىكرده شوهرش با او جماع مىكند، يا تنها مادر زناكار باشد ولى پدر نباشد مثلًا مادر خود را به بستر پدر او كشانده و پدر گمان كرده كه زوجه خودش است و با او جماع كرد پس اين نسبت زنا معلوم نيست