فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٤١٣ - ديه بويايى
داده و جانى منكر آن شود، لازم است حسّ بويايى او را به وسيله چيزهايى كه بوى تند و سوزنده دارد در حال غفلتش بيازمايند، پس اگر معلوم شود كه راست مىگويد ديه را بايد به او بدهند؛ و اگر نتوانند با آزمايش معلوم نمايند، بايد به وسيله قسامه استظهار شود، و با آوردن قسامه به نفع او حكم مىشود، و اگر كشف واقعيت در عصر حاضر با وسائل جديد ممكن باشد لازم است با اهل خبره آن مراجعه شود، البته بايد احتياطاً عدالت اهل خبره و تعدد آنان را در نظر گرفت، پس اگر دو نفر شاهد عادل از اهل خبره شهادت دهند بايد طبق شهادت آن دو عمل شود.
٢٢١- اگر مجنّى عليه ادّعاء كم شدن حسّ بوياييش را كند، و اثبات آن به وسيله آلات جديد و شهادت دو نفر عادل از اهل خبره ممكن باشد ديه ثابت مىشود و گرنه استظهار به وسيله سوگندهاى قسّامه بعيد نيست و در اينصورت حاكم بدانچه به نظرش مىرسد بايد به حكومت و ارش حكم كند.
٢٢٢- اگر اثبات مقدار نقصى كه در شامّه او وارد شده به وسيله امتحان و مقايسه با شامّه هم سنّ و سالش ممكن باشد بعيد نيست همان طريقى كه در بينايى و شنوايى گذشت را در اينحا، بگوييم.
٢٢٣- اگر قبل از پرداخت ديه حسّ بويايى مجنّى عليه برگردد، ديگر جاى پرداخت ديه نيست و جاى حكومت است؛ و اما اگر بعد از پرداخت ديه برگردد چنانچه ابن برگشت كاشف باشد كه حسّ بويايى او از اول نرفته بود، ديه به جانى بر مىگردد و مجنّى عليه در اين صورت بايد ارش جنايت را بگيرد؛ والا- يعنى اگر برگشت كاشف نباشد- ديه برجانى بر نمىگردد؛ و اگر مجنّى عليه قبل از گذشتن مدّتى كه كارشناس براى برگشتن حسّ بويايى او معيّن كرده و قبل از آنكه حسّ بوياييش برگردد از دنيا برود ديه ثابت مىشود.
٢٢٤- اگر جانى بينى كسى را قطع كند و در اثر آن حسّ بوياييش هم از بين برود، بايد دو ديه بپردازد، و همچنين اگر جنايت ديگرى بر او وارد آورد و در اثر آن حسّ بويايى او از ميان برود بايد يك ديه براى جنايت و يك ديه براى از دست رفتن حسّ بويايى او