فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٢٤ - إقرار به نسب
٦٣- هرگاه كسى إقرار كند فلان كودك فرزند من است، فرزند بودن آن كودك به وسيله إقرار با چند شرط پذيرفته مىشود:
اوّل: محتمل باشد كه إقرار كننده راست مىگويد، يعنى عادتاً الحاق- فرزند بودن كودك- به إقرار كننده ممكن باشد، پس كودكى كه نسبش مشهور و معروف است و مردم او را فرزند كسى مىدانند، يا اينكه إقرار كند كه فلانى فرزند من است در حالى كه سنّ إقرار كننده بيش از او يا برابر با او يا كمتر به گونهاى باشد كه از نظر عادت تولّد يافتن او از إقرار كننده ممكن نباشد، إقرار باطل است، ونيز كودك مورد إقرار نبايد ولد زنا باشد و همچنين نسب ولد ملاعنه با إقرار ثابت نمىشود؛ هرچند فرزند مورد ملاعنه از پدرى كه ملاعنه كرده به توسط إقرار مذكور ارث مىبرد.
دوّم: شخص ديگرى مدّعى فرزندى او نباشد؛ و الا دو نفر نسبت به يك موضوع مدّعى مىباشند و ادّعاء آن دو معارض يكديگر مىشود، وتساقط مىكنند و هر يك مىتواند به وسيله ادّله ديگرى انتساب طفل را به خود ثابت نمايد.
سوّم: إقرار نسبت به كودكى باشد كه در اختيار او است.
٦٤- در صورت تحقق شرايط مذكور در فقره قبل فرزند بودن كودك براى مقرّ، نياز به تصديق كودك ندارد و انكار او نيز پس از بلوغ مسموع نخواهد بود.
٦٥- ادّعاء نسب- فرزندى- شخص بالغ به وسيله إقرار در صورتى پذيرفته مىشود كه مقرٌّبه، هم مُقِرّ را تصديق نمايد.
٦٦- إقرار به خويشاوندى، چنانچه مقرّبه، مُقِرّ را تصديق نمايد فقط نسبت به طرفين، إقرار معتبر مىباشد، و به خويشاوندان آنان سرايت نمىكند؛ مگر آنكه آنها نيز آن را تصديق كنند كه در اين صورت إقرار نسبت به تصديق كننده نيز معتبر مىشود.
٦٧- هرگاه دو نفر از ورثه در فرضى عادل باشند اگر إقرار به نسبت ديگرى نمايند، با اين إقرار نسب و ميراث هر دو ثابت مىشود.
٦٨- هرگاه شخصى فوت كند و دو پسر وارثش باشند، يك پسرش إقرار نمايد، فلانى هم پسر پدر، و برادر ما است، و آن ديگرى انكار كند، در اين صورت نصف