فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٣١٠ - اول - تعريف لوث
شهادتشان قبول نيست، چون آنها دفع غرم از خود مىكنند و تهمت در كار است.
١٢٣- اگر مدَّعى- مثلًا زيد- بگويد عمرو قاتل پدر من است و يك شاهد مرد يا دو شاهد زن به اين واقعه شهادت بدهند و چون با اين شهادت قصاص ثابت نمىشود گفته شده عفو ولىّ دم صحيح نمىباشد ولى چنانچه ولىّ دم هم عفو كند عفوش بين او و خداى او صحيح مىباشد.
طريق سوم- قسامه:
امورى كه مربوط به قسامه است عبارتند از: ١- تعريف لوث، ٢- كمّية قسامه، ٣- احكام قسامه.
اول- تعريف لوث:
لوث در لغت به معناى آلايش و آلودگى و لوث شدن به معناى مشتبه شدن و درهم شدن است.
١٢٤- منظور از لوث در اين بخش آن است كه حاكم درباره حادثهاى با قيام امارهاى ظنّى بر ثبوت آن حادثه، مظنّه پيدا كند؛ و اماره نامبرده جامع شرائط قبول نباشد مثلًا بيّنهاى كه واجد شرائط اعتبار نيست شهادت بر قتل داده باشد، يا مثلًا كشتهاى در جايى مشاهده شود كه در خون خود مىغلطد و در كنارش كسى با كارد يا شمشيرى خون آلود ايستاده باشد واين متّهم در مقابل ادّعاء مدَّعى منكر باشد، يا چنين كشتهاى را در مكان نزديك محلّه جداى از شهر بيابند كه غير اهل آن محل، كسى داخل آن مكان نمىشود، خلاصه هر اماره ظنّى كه حاكم به آن برخورد كند و باعث شود كه حاكم به صدق مدَّعى مظنّه پيدا كند چنين امارهاى باعث لوث مىشود، و هيچ فرقى بين اين اسباب مفيد ظن نيست لذا گفتار كودك مميّز كه مورد اعتماد و يا فاسق يا كافرى كه سخنش مورد وثوق و اطمينان باشد و يا زنى و يا هر كس ديگرى كه گفتارش سند شرعى نيست لكن مظنّه آور باشد، باعث لوث مىشود.
١٢٥- اگر در قريهاى كه راهى عمومى دارد و اهل آن قريه و غير آنها در آن رفت