فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٣١١ - اول - تعريف لوث
و آمد مىكنند، كشتهاى پيدا شود پاى لوث به ميان نمىآيد؛ مگر آنكه در بين اهل آن قريه عداوتى با مقتول يا طائفه او باشد كه در اين صورت لوث ثابت مىشود.
١٢٦- اگر در بين دو طائفه يا دو قريه كشتهاى پيدا شود لوث به آن طائفه و قريه تعلق مىگيرد كه به آن كشته نزديكتر است و اگر فاصله هر دو با آن كشته برابر باشد لوث به هر دو تعلق مىگيرد؛ مگر آنكه در يكى از دو طائفه يا دو قريه نسبت به آن كشته عداوتى باشد كه در اين صورت لوث تنها به آن طائفه متعلق مىشود، هرچند كه آن محل فاصلهاش با كشته دورتر از محل ديگر باشد.
١٢٧- اگر در مورد قتلى لوث در ميان نيايد حكم آن مسأله مانند دعاوى ديگر است كه در آن نه قسامهاى هست و نه تغليظ و سختگيرى، بلكه مانند همه دعاوى اگر مدَّعى بينه دارد طبق آن حكم مىشود و اگر بيّنه ندارد، منكر قسم مىخورد و ولىّدم در صورتى كه بيّنه نداشته باشد منكر را يك بار سوگند مىدهد.
١٢٨- اگر كسى در ازدحام مردم نظير روز جمعه يا روز عيد كشته شود و يا كشته او در بيابان يا بازار و يا روى پل پيدا شود و معلوم نباشد چه كسى او را كشته خونبهاى او از بيت المال مسلمين داده مىشود؛ بلى اگر در يكى از اين موارد امارهاى ظنّى در ميان باشد بر اينكه قتل او به دست شخصى معين واقع شده آن مورد از موارد لوث خواهد بود كه حكمش مىآيد.
١٢٩- اگر در موردى، امارات ظنّى متعدد و متعارض با هم باشند، لوث باطل مىشود، مثلًا اگر در نزديكى شخصى كه كشته شده، كسى ديده شود كه كارد خون آلودى در دست دارد و چند قدم آن طرفتر حيوانى درنده يافت شود كه احتمال برود آن حيوان شخص مزبور را كشته، و اين دو اماره ظنّى كه با هم متعارضند قرينهاى همراه نداشته باشند كه دلالت كند بر اينكه قتل به كداميك از آن دو طريق صورت گرفته، و هر يك از آن دو طرف مورد شك و ترديد باشد چاره فصل خصومت در چنين موردى از راههاى ديگر است نه به طريق قسامه.
١٣٠- بنا براقوى در لوث شرط نيست كه اثر قتل در بدن مقتول موجود باشد، بلكه در