فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٤٢٨ - * هفتم - ديه سقط جنين *
جنين بوده و در حال حيات از او جدا شده، يا ولىّ پيش از سقط جنين، ديه دست را گرفته باشد، در اين صورت چنانچه اهل خبره بگويند اين دست، دست زنده است، جانى بايد نصف ديه شخص زنده را بدهد وگرنه بايد نصف ديه جنين قبل از ولوج روح كه صد دينار است را بپردازد.
٢٦٦- اقوى آن است كه براى جنينى كه بين هر دو مرتبه، مثلًا بين نطفه مستقر و علقه، يا بين علقه و مضغه، يا بين مضغه و بالاترش واقع است غير از آنچه گفته شد چيز ديگرى واجب نيست، و بين دو مرتبه به حساب مرتبه بعدى ديه ندارد.
٢٦٧- اگر كسى زن باردارى را بكشد و كودك هم در شكم مادر بميرد، بايد براى هر يك از دو مقتول ديه كامله جنس آنها را بدهد، و چنانچه جنس كودك معلوم نباشد، واجب است نصف ديه يك مرد و نصف ديه يك زن يعنى هفتصد و پنجاه دينار بپردازد.
٢٦٨- اگر زن باردار كارى كند كه بچهاش سقط شود، واجب است ديه او را به ورثهاش بدهد چه پسر باشد يا دختر يا مجهول الجنس و خودش از آن ديه سهمى ندارد.
٢٦٩- اگر زنى چند بچه در شكم داشته باشد و در جنايتى همه آنها سقط شوند، براى هر يك ديه كاملى از جنس خودش واجب مىشود، يعنى اگر همه پسر باشند، به تعداد آنها ديه مرد و اگر همه دختر باشند به تعدادشان ديه زن واجب مىشود و اگر بعضى پسر و بعضى دختر باشند، براى پسر ديه مرد و براى دختر ديه زن واجب است، و در هر موردى از مراتب مختلف جنينى تعدد احراز شود، ديه آن مرتبه متعدد خواهد بود.
٢٧٠- جنينى كه روح در او حلول نكرده ديه اعضاء او و جراحاتش به نسبت ديه خود اوست يعنى به حساب صد دينار- چون در اول بحث گفتيم خونبهاى جنينى كه هنوز روح در او حلول نكرده و گوشت بر بدنش پوشيده، صد دينار است- پس اگر به خاطر جنايتى يك دست جنين قطع شود، پنجاه دينار و براى هر دو دستش صد دينار بر عهده جانى مىآيد و در جراحات شجاجش به همين نسبت است؛ اين در صورتى است كه روح در او حلول نكرده باشد و گرنه مانند سائر انسانهاى زنده است.