فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٤٢٩ - * هفتم - ديه سقط جنين *
٢٧١- اگر قابلهها و اهل خبره نتوانند بفهمند آنچه ساقط شده مبدأ نشو انسانى بوده يا نه، چنانچه در اثر اسقاط نقصى بر آن پيدا شود حكومت است، و اگر بر مادرش آسيبى رسيده باشد ديه آن به عهده جانى است.
٢٧٢- اگر جنايت بر جنينى كه روح در او دميده عمد و يا شبه عمد باشد، ديه بر عهده خود جانى است و اگر خطائى باشد بر عاقله اوست و اگر روح در او ندميده باشد بنابر أقرب ديهاش بر عاقله جانى است.
٢٧٣- بريدن سر ميّت مسلمان آزاد، صد دينار ديه دارد و قطع اعضاء بدنش به همين حساب ديهاش مىباشد، و نيز به همين حساب است سائر جناياتى كه بر او وارد آيد مثلًا در قطع دست او پنجاه دينار و در قطع هر دو دستش صد دينار، و در قطع يك انگشت او ده دينار است، و همچنين است حال در جراحتها و شجاج او، و اين ديه به ورثه نمىرسد بلكه ملك خود ميّت است و بايد به نيّت او در امور خيريه صرف شود و ظاهراً جائز است با آن ديه قرضهاى او را اداء كنند و در اين حكم زن و مرد و كوچك و بزرگ مساويند.