فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٤٣٧ - كفاره قتل
او تلف شود، ظاهراً قيمت آن را به نرخ روز ضامن است نه ديه شرعى آن را، هرچند كه در اين صورت نيز محل اشكال است. همچنانكه اگر حيوان در تحت يد غاصب ناقص و معيوب شود بايد ارش آن را بدهد.
٣١١- اگر شخصى يكى از سگهاى جاسوس، يا مجرم ياب، يا مواد مخدّر ياب، يا سگ دارو آزمايشى يا سگى كه در حادثه زلزله از آن استفاده مىشود را تلف كند، بايد قيمت آن را به صاحبش بدهدو بلكه اظهر آن است كه در همه سگهاى مذكور در فقرات قبل نيز قيمت را به صاحبش بدهد؛ مگر در سگ شكار كه اگر قيمتش كمتر از چهل درهم شد، بايد چهل درهم بدهد؛ و اگر جنايتى بر اعضاء آنها وارد آورد، بايد به مالكش ارش بپردازد.
٣١٢- تلف خوك ضمان ندارد؛ مگر آن مال كافر ذمى باشد به شرطى كه ذمّى به شرائط ذمه عمل كند.
كفاره قتل:
٣١٣- اگر كسى مؤمنى را عمداً و به ناحق به قتل برساند علاوه بر خون بها يا قصاص، كفاره جمع هم به عهدهاش مىآيد، يعنى بايد هم بردهاى آزاد كند و هم دو ماه متوالى- پى در پى- و بدون فاصله روزه بگيرد و هم شصت مسكين را اطعام نمايد، همچنانكه در جلد دوم، بخش «كفّارات»، صفحه ١٢٧، فقرات (٣٦ و ٣٧) بيان شده است؛ و اما اگر قتل خطائى محض و يا خطائى شبه به عمد باشد، كفاره مرتب بر او واجب مىشود، به اين بيان كه ابتداء بردهاى آزاد كند، و اگر نتوانست، دو ماه متوالى- پى در پى- روزه بگيرد و اگر از اين هم عاجز شد، شصت مسكين را اطعام نمايد، همچنانكه در جلد دوم، بخش «كفّارات»، صفحات ١٢٣ و ١٢٤، فقرات (١٦ و ١٩ و ٢٠) بيان شده است.
٣١٤- كفاره تنها وقتى واجب مىشود كه قتل به مباشرت واقع شود، يعنى بدون تأويل و توجيه گفته شود كه فلانى فلان شخص را به قتل رسانده است؛ و اما اگر قتل به تسبيب