فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ١٤٩ - دعواى بلامعارض
دعواى بِلامعارض
٢٢٤- اگر كسى يك كيسه پول يا مال ديگرى را پيدا كند، و بداند مثلًا آن مال مالِ يكى از ده نفرى كه اينجا نشستهاند مىباشد، و بگويد اين مال، مال كيست و در ميان آنها يكى بگويد مال من است، مال مذكور به او داده مىشود؛ اين را دعواى بلا معارض مىنامند؛ بلكه اگر اول بگويد مال من نيست، و بعد بگويد مال من است، باز به او داده مىشود.
٢٢٥- اگر زنى بگويد من خليّه هستم- يعنى شوهر ندارم-، مىشود با او ازدواج نمود؛ البته در صورتى كه مسبوق به ازدواج نباشد؛ و اگر گفت من حائض نيستم حرفش قبول است، زيرا اينها (لا يعرف الا من قبله) هستند.
٢٢٦- چنانچه بر اثر غرق يا شكستن كشتى، اموال شخصى را دريا ببلعد، و بعد مقدارى از آن را خود دريا بيرون بريزد، و مقدارى را هم غواص اخراج كند، آنچه دريا بيرون ريخته مال صاحبش مىباشد، و آنچه غواص اخراج كرده، تلف محسوب است و آن مال مال غواص مىباشد.
٢٢٧- هرگاه دو خريدار در مالى نزاع كنند و هركدام مدَّعى باشد آن مال مال اوست ولى يكى از آنها مال را قبض نموده و اعتراف هم داشته باشد كه قبض نموده است