فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٢٨٧ - دوم - جانى منضم به مباشرت انسان ديگر باشد
٣٥- اگر دو نفر يا بيشتر در كشتن كسى شريك باشند همه آنها قصاص مىشوند، پس اگر صاحب خون بخواهد مىتواند همه را بكشد، لكن بايد پيش از قصاص مقدار زائد بر خونبهاى مقتول را به آنان بپردازد تا بين خود تقسيم كنند، مثلًا اگر شريك جرم دو نفر باشند و ولىّ دم هر دو را به حكم قصاص به قتل برساند بايد به هر يك از آنان نصف ديه قتل را بپردازد آنگاه او را بكشد، و اگر سه نفر باشند به هر يك از آنها دو ثلث خونبهاى آنان را بدهد آنگاه قصاص كند، و نيز اگر صاحب خون بخواهد مىتواند بعضى از آنها را قصاص كند و بقيّه سهم ديه جنايت خود را به ورثه آن كسى كه قصاص شده بپردازند، پس اگر سه نفرى يك نفر را كشته باشند و ورثه مقتول از يكى قصاص بگيرد بايد دو نفر ديگر، هر يك سهم خود را كه يك ثلث از ديه مقتول است به ورثه شريك خود كه قصاص شده بپردازند؛ و اگر از دو نفرشان قصاص بگيرد چنانچه قيمت خون كشته شده يا كشته شدگان در قصاص بيش از ديهاى بود كه كشته شدهها پرداخت نمودهاند بايد ولى مقتول نخستين، كمبود آن را به ورثه قصاص شدگان بدهد يعنى اگر سه نفر با هم يكى را كشته باشند و ولىّ دم دو نفر آنان را به قصاص كشته باشد بايد فرد سوم كه كشته نشد سهم ديه جنايتى كه يك سوم خونبها است به ورثه آن دو كشته بدهد و ولى مقتول اوّلى هم يك خونبهاى كامل به ورثه آن دو كشته بدهد و در نتيجه هركدام از ورثه دو مقتولِ به قصاص دو ثلث ديه عائدشان مىشود.
٣٦- تحقق شراكت در قتل به اين است كه هر يك از جانىها كارى كنند كه كار هركدام به تنهايى طرف را از پا در مىآورد مثل اينكه همگى با هم يك نفر را بگيرند و در آتش يا در دريا بيندازند و يا از بالاى بلندى پرت كنند و يا هر يك از آنان جراحتى بر بدن او وارد آورد كه همان جراحت به تنهايى مىتوانست قاتل وى باشد و همچنين شراكت در قتل محقق مىشود به آسيبهايى كه هر يك به تنهايى كشنده نيست لكن روى هم رفته باعث سرايت باشد و او را از پا درآورد كه همه آن چند نفر به بيانى كه گذشت قصاص مىشوند و اين شرط معتبر نيست كه عدد جنايت آنان مساوى باشد پس اگر يكى از آنان يك ضربه وارد آورد و ديگرى سه ضربه و سوّمى بيشتر و چهارمى