فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٣٨ - نهم - شهادت شاهدها بر يك چيز بدون تفاوت باشد
هم باشند مثلًا يكى بگويد من ديدم زيد اين جامه را در روز جمعه گذشته در نجف اشرف از اين شخص دزديده؛ و ديگرى بگويد من ديدم زيد اين جامه را در روز جمعه گذشته در بغداد از اين شخص دزديده، چنين شهادتى به خاطر تعارض تساقط مىكنند و با آن چيزى ثابت نمىشود؛ ولى اگر دو شهادت متعارض نباشند و يكديگر را تكذيب نكنند در اين صورت امرى كه با يك شاهد و سوگند ثابت مىشود، يمين مدّعى منضم به يكى از دو شاهد دعوايش را اثبات مىكند؛ بلى در مثال دزدى، فقط غرم ثابت مىشود و دست دزد قطع نمىشود، و چنانچه در مثال دزدى گواهان به دو قيمت متفاوت گواهى بدهند مثلًا يكى بگويد زيد يك جامهاى كه قيمتش يك درهم بوده از فلانى دزديده و شاهد ديگر بگويد قيمتش دو درهم بود، در اين فرض سرقت به شهادت آن دو ثابت مىشود و بر سارق هنگام تلف عين واجب است يك درهم بدهد؛ بلى اگر مدّعى قسم ياد كند كه قيمت آن دو درهم بوده سارق دو درهم را بايد بدهد.