فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٢٩٨ - شرط چهارم - جانى عاقل باشد
بر عاقله ديوانه واجب است.
٧٦- اگر عاقلى مرتكب قتل شود و سپس اختلال حواس پيدا كند و عقل خود را از دست بدهد قصاص از او ساقط نمىشود چه ارتكاب قتل او با بيّنه ثابت شده باشد و چه به إقرار خودش در حال سلامتى عقل.
٧٧- اگر عاقلى ديوانهاى را در حال ديوانگىاش بكشد و قتل عمدى يا شبه عمد باشد قصاص نمىشود، هرچند جنون او غير دائمى و دورهاى باشد لكن بايد خون بهاى او را از مال خودش بپردازد؛ و اما اگر قتل او خطائى محض باشد خونبها بر ذمه عاقله اوست، همه اينها در صورتى است كه كشتن ديوانه جنبه دفاعى نداشته باشد؛ اما اگر ديوانه به او حملهور شود و او به قصد دفاع از خود آن ديوانه را بكشد، قصاص و ديه بر ذمّهاش نمىآيد و بايد حاكم از بيت المال مسلمين خونبهاى او را به ورثهاش بدهد.
٧٨- كسى كه مسكر حرامى را به عنوان گناه نوشيده، و در حال مستى كسى را كشته باشد، و معلوم نباشد، كه به عمد و اختيار كشته، يا به خطاء و بىاختيار، اقرب و احوط آن است كه قصاص نشود؛ اما اگر مستى او به گونهاى است، كه نمىشود گفت كارهايش بىاختيار و غير عمدى است، و احتمال هم برود كه هنوز در كارهايش عمد و اختيار هست، حكم عامد دارد، بايد قصاص شود؛ بلكه هرگاه بداند چنانچه مست شود در حال مستى مرتكب قتل مىشود، هر چند بى اختيار كسى را بكشد بايد قصاص شود، و همچنين است در هر موردى كه به گونهاى عمد و اختيار از كسى سلب شود، بنابر اين اگر فرض شود كه بنگ و حشيش و داروهاى خوابآور و قرصهاى روانگردان نيز چنين اثرى دارند، استعمالكننده اينها هم حكم مست را دارد.
٧٩- اگر نوشيدن يا خوردن مسكر حرام به قصد گناه نباشد، بلكه به جهت مداوا باشد و نداند كه اگر مست شود در حال مستى مرتكب قتل مىشود ولى در حال مستى قتلى انجام دهد قصاص نمىشود، و همچنين است اگر كسى در حال خواب و بيهوشى ديگرى را بكشد، مثلًا از روى تخت روى كسى كه پايين خوابيده بيفتد و او را بكشد.
٨٠- احكام مربوط به عقل در اينجا همان احكامى هستند كه در همين جلد، بخش