فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٢٥٢ - سوم - حد محارب
٢١٩- حكم محارب براى ديدهبان محاربين و جاسوس و كسى كه در راه كاروانها كمين مىكند تا دزدان را از آمدن كاروان خبر دهد ثابت نيست، همان طورى كه براى كسى كه در ضبط اموال مسروقه، دزدان را كمك مىكند ثابت نيست، و نيز مأمورى كه براى حفظ نظم شهر سلاح خود را برهنه مىكند و در شهر مىگردد تا افراد محارب را بترساند و از فساد آنان و فساد اشخاص مانند آنها جلوگيرى نمايد محكوم به محارب نيست، چون كار او جنبه فساد ندارد بلكه به عنوان دفع فساد است.
دوم- راههاى اثبات محارب بودن:
٢٢٠- محارب بودن كسى با يك بار و بنا بر احوط با دو بار إقرار او و نيز با شهادت دو مرد عادل ثابت مىشود، و شهادت زنان در اين باب به تنهايى و يا با انضمام شهادت مردان قبول نيست، و نيز شهادت دزدان و محاربان عليه يكديگر و شهادت كاروانيان عليه دزدهايى كه اموالشان را به سرقت بردهاند به اين گونه كه همگى با هم بگويند اين افراد بر سر ما ريختند و اموال ما را بردند قبول نيست؛ اما اگر بعضى از افراد كاروانيان شهادت دهند فلان دزد اموال فلان شخص را برده ولى چيزى از ما نبرده است، شهادتشان پذيرفته است.
٢٢١- احكام مربوط به اثبات محارب به توسط إقرار و شهادت همان احكامى است كه در «مشتركات مربوط به بخشهاى رفتار حكومتى ولىّامر» همين جلد صفحات ٦٦ و ٦٧، ٦٨ فقرات (٢٧ و ٢٩) بيان شدهاند.
سوم- حدّ محارب:
٢٢٢- اقوى آن است كه در اجراء حدّ محارب حاكم مخيّر است بين چند كار: اول، كشتن محارب توسط شمشير و تير، دوم، به دار آويختن او، سوم، قطع دست و پاى او بطور مخالف- مثلًا دست راست و پاى چپ، چهارم، تبعيد كه گفته شد، و بعيد نيست كه بگوييم بهتر است جنايت او را در نظر گرفته و عقوبتى را برايش انتخاب كند كه با