فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٤٣٠ - اول - شناخت عاقله
عاقله، جنايت بر حيوان، كفّاره قتل
عاقله:[١]
كلام در عاقله دو فراز دارد: ١- شناخت عاقله، ٢- كيفيت تقسيم ديه بر افراد.
اول- شناخت عاقله:
٢٧٤- عاقله جانى ابتداء عُصبه او- يعنى مردان عاقل و بالغ از خويشاوندان پدرى و مادرى يا پدرى تنها نظير برادران و اولاد آنان هرچه پايين روند و عموها و اولاد ايشان هرچه پايين روند- و بعد آزاد كننده- كه فعلًا موضوعيّت ندارد- و سپس ضامن جريره جانى و در آخر امام عليه السلام مىباشند.
٢٧٥- بنابر اقوى پدر و جد هر چه بالا روند و فرزند و نوه هر چه پايين بيايند داخل در عصبه هستند و جزء عاقله شمرده مىشوند.
٢٧٦- كودك و ديوانه و نيز هر زنى كه نسبت با جانى دارد عاقله محسوب نمىشوند و بنابر ظاهر كفار هر چند كه اهل ذمه باشند عاقله به حساب نمىآيند و همچنين همكاران و همشهرى و هم ولايتى قاتل اگر عصبهاش نباشند جزء عاقلهاش نيستند و خود قاتل نيز
[١] - العاقله سمّيت بذالك لعقلها الابل التى هى الدية بفناء ولىّ الدم، أو لعقلها أى منعهاالقاتل من القتل، أو لعقلهم عنه اى تحمّلهم العقل و هوالديه عنه. جواهر الكلام، جلد ٤٣، صفحه ٤١٣.